افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٨ - تسليم شدن به حق تعالى
سقوط اسباب ظاهر مىشود باز هم در سورهى بقره آيهى ١٦٦ به طور كلى مىفرمايد: «تقطعت بهم الاسباب»؛ همهى اسباب و اتصالات حاكم در اينجا، از هم بريده و جدا مىشوند. و عمده شفاعت است كه آنهم به اذن خدا و رضاى او صورت مىگيرد و تنها دو عامل مؤثر در قيامت سر نوشت ساز است، اعمال و اخلاق و عقايد خود مكلفين و رحمت و جود و كرم خدا[١] كه مسلماً بين دو عالم پيوند هايى وجود دارد.
خدايا در اين دنيا هدايت و در آن جهان عنايت و نورانيت تو را خواهانيم؛ «مولاى يا مولاى انت الرب و انا العبد و هل يرحم العبد الا الرب؟» نه بهشتيها به دوزخىها كمكى مىتوانند و يا نمىكنند و نه دل ملائكه دوزخ به حال كسى مىسوزد و نه وعدهى دروغين دوزخىها كه در فرض نجات از دوزخ و برگشت به دنيا خود را اصلاح مىكنيم، بالاخره تمام راهها بسته است و تنها، تدين دنيا و رحمت خدا و گرنه دوزخ و عقابهاى آن. خدا يا توفيق بندگى را در بقيه عمر بما به عظمت خودت مرحمت بفرما.
تسليم شدن به حق تعالى
به راستى مرد مؤمن هميشه بايد اين آيهى مباركه را فراموش نكند و معناى آن را در دل نگهدارد: «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ ...» (الحديد: ١٦)؛ آيا وقت آن نرسيده كه دلهاى مؤمنان بياد خدا و دستورات حق او كه (از آسمان) نازل شده خاشع و نرم گردد و مانند آنانى كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد؛ ولى به مرور زمان دلهاى شان قساوت پيدا كرد و اكثر شان (از راه حق) بيرون رفتند، نباشيد.
[١] بقيه مسقطات عقاب كه در مجلد دوم حدود الشريعة ذكر شده و احتمالا در مادهى غفر آمده است، به همين دو بر مىگردد.