افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٢ - كلامى در مدح قرآن
از احساسات است. آن قدر آيات از عقلا نيت بر خور دار است كه به شأن خداوند سزاوار است و آنقدر از احساسات انسانى ما به دور است كه احتمال ندارد آيات مذكور از زبان پيامبر بزرگوار بيرون آمده باشد. و همين است كه مىگوييم اين آيات؛ معجزه آسمانى بودن كتاب است.
دوم: كه پيامبر بر ناديده گرفتن يك فرد هدايت شده نابينا و ترجيح كفار بر او به منظور ايمان آوردن آنان سرزنش مىشود كه نبايد چنين كار مى نمود.
مولف: اولًا به عظمت خدا و غناى كامل او ايمان دارد و دلسوزى پيامبر عظيم الشأن را به ترويج دين اسلام شديداً تقدير مىكند و ترك اولى را كه سبب سرزنش ايشان شده رحمت كامله حق براى مقام او (ص) مىداند و شعر سعدى شيرازى ناگهانى در اينجا به ذهنم رسيد كه مىگويد:
|
يارب تو كريمى و رسول تو كريم |
صد شكر كه هستيم ميان دو كريم. |
|
از اين آيات يك مطلب اخلاقى ديگر براى علماى دينى استفاده مىشود كه در جواب سوالهاى شرعى به افراد نابينا و ناتوان و فقراء بايد اولويت قايل شوند و در آداب معمولى نبايد پول داران و فاسقان را بيشتر ازآنان پذيرايى نمايند. خداوندا از سر تقصير ما ناقص ها بگذر. استغفر الله ربى و اتوب اليه.
كلامى در مدح قرآن
«فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ، مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ، كِرامٍ بَرَرَةٍ (عبس: ١٣- ١٥)؛ قرآن يك ياد آورى مىباشد در صحيفه هايى[١] ارجمند و گرامى بلند مرتبه و پاكيزه (كه نوشته شده) به دستهاى سفيران بزرگوار و نيكو. بعضى از مفسران از آيه اخير استظهار مى كنند كه: قرآن به
[١] - صحيفه و كتاب به يك معنى هستند خواه يك صفحه يا بيشتر خواه كاغذ باشد يا پوست يا جنس ديگر كه برآن نوشته شده باشد.