افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦ - يارى رسولان و مؤمنان
لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ» (غافر: ٣٤)؛ پيش از اين يوسف براى شما بينات را آورد، شما هميشه در مورد آنها تا وقتى كه دنيا را بدرود گفت، گفتيد هرگز خداوند بعد از او رسولى نخواهد فرستاد.
آيا بينات اختصاص به معجزات دارد يا شامل دستورات دينى هم مىشود؟ در فرض ثانى مىشود گفت او تنها مقام نبوّت را نداشته؛ بلكه رسول هم بوده و جملهى اخير كه مقولهى قول فرعون است، إشعار دارد كه يوسف رسول بوده، والله العالم.
يارى رسولان و مؤمنان
«إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ» (غافر: ٥١)؛ ما رسولان خود را و كسانى كه ايمان آوردهاند در زندگانى دنيا و روز قيامت حتماً يارى مىرسانيم. بايد نصرت و يارى رسولان و مؤمنان در زندگانى حاضر اين جهان را، مطابق آنچه كه در قرآن و سنّت خواندهايم و آنچه كه در مورد مؤمنان شنيده و يا خوانده و يا ديدهايم تفسير كنيم، و در آيهى ١٧١ و ١٧٢ سوره صافات آمده است: «وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ، إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ» كه يارى خود را تنها به مرسلين بيان داشته و نيز در اين آيه، ظرف يارى بيان نشده است كه در دنيا و آخرت است يا در يكى از اين دو؟ و از آيهى معنون اينجا مىدانيم كه حصر مذكور إضافى است و در مقابل كفّار و قدرتهاى باطل، و نصر شامل حال مرسلين و مؤمنين هر دو است و باطل و باطلگرايان شكست مىخورند.
در آيه ١٠٩ و ١١٠ يوسف مىگويد: «حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ ...» (يوسف: ١١٠)؛ در اين آيه، تنها از نصر و يارى خدا به آنانى كه بخواهد در دنيا خبر داده شده؛ بعضى گفته كه مراد وعدهى نصر در آيهى عنوان بحث، وعده نوعى است، نه وعدهى فردى و تك تك رسولان در تك تك وقايعى كه براى آنان پيش مىآيد.