افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٦ - نزول قرآن
ظرف ٢٣ و يا ٢٠ سال بر قلب پيامبر اكرم (ص) نازل شده و شايد گاهى اولًا به گوش مباركش شنيده شده و غالباً در مكه و مدينه و يا گاهى در جاهاى ديگر از اطراف مدينه و مكه نازل شده است نه شب و يا ماهى معين. در مقام جمع بين اين دو وجه مى شد گفت مراد از انزال- اگر ظهور در انزال دفعى تمام قرآن داشته باشد- حمل بر آغاز نزول قرآن مىشود و بدين وسيله بين جميع آيات قرآن جمع مىشود و اشكالات مهمى كه بر نزول دفعى قرآن در شب قدر وارد شده همه دفع مىشود مؤيد اين جمع اولًا كلمهى «منذرين» در سوره دخان و جمله «هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى» در آيه ١٨٥ سوره بقره بر فعليت حمل مىشود نه بر شأنيت كه خلاف ظاهر است.
در هيچ آيه و حديث معتبرى در مورد محل نزول قرآن از آسمان اول يا بيت المعمور نامى برده نشده و تنها از قلب آن حضرت ياد آورى شده است «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ ..» (البقرة: ٩٧)؛ «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ، عَلى قَلْبِكَ[١] لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ (الشعراء: ١٩٣ و ١٩٤)؛ بنابراين قرآن يك نزول تدريجى داشته كه از شب قدر وحى آن بر قلب پيامبر نازل شده و اقوال ديگر در تعدد نزول، تكلف و بى دليل است و اطلاق آيه ١٠٦ اسراء: «وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا» نيز نزول اجمالى و جمعى را رد مىكند در سوره بقره و دخان دو كلمه وجود دارد يكى انزال و دوم قرآن وكتاب كه دليل قائلين به دو نزول قرآن شده و مى گويند ظاهر اين دو آيه نزول تمام قرآن در شب قدر است. مؤلّف: در مورد كتاب و قرآن مى گوييم كه اين لفظ بر همه آيات فعلى و بر بعضى از آنها صدق مىكند مانند لفظ آب كه بر چند قطره و بر ميليونها تن به يك نحو صدق مىكند و كلمهى انزال در قرآن بر غير نزول دفعى يك شئ بتمامه استعمال شده است، مانند:
١- «وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ ..» (الإسراء: ١٠٥)؛
[١] - مىشود از آيه بقره جواب دهند كه مراد تنزيل تفصيلى مى باشد.