افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٨ - دنياى كفار
بلى اين كلمه در نسل ابراهيم: اسماعيل و پيامبر بزرگوار اسلام و مسلمانان و اسحاق و يعقوب و مؤمنين بنى اسرائيل تا امروز و تا آخر دنيا قرار دارد يعنى مجموع نسل ابراهيم تا آخر، از اين كلمهى خالى نخواهد ماند نه اينكه همه چنين خواهد بود، و نه اينكه اين كلمه در ديگر نسلها نباشد.
دنياى كفار
«وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ، وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ، وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ» (الزخرف: ٣٣- ٣٥)؛ اگر نبود كه مردم (چه كافر و چه مؤمن) امت واحده مى شدند مؤكداً براى آنانيكه به رحمن كافر بودند سقف هايى از نقره براى خانه هاى آنان قرار مى داديم و پله هايى (از نقره) كه با آن بالا روند[١] و براى خانه هاى شان درها و تخت هايى كه بر آن تكيه دهند و طلا (زينت) قرار ميداديم؛ چون همه اينها تنها بهره هايى زندگانى حاضر (يا زندگانى پست) است و آخرت نزد پروردگارت براى متقيان است.
و ظاهراً مراد آيه اينست كه اگر مؤمنين شيفته دنياى كفار نمى شدند و بالآخره بسوى كفر نمى رفتند و همه آنان يك امت واحد متشكل از كافرين مى شدند، ما به كفار امكانات مادى زيادى مى داديم چون آنان از بهشت و نعمت هاى غير قابل تصور آخرت محروم هستند و به دوزخ مى روند، امكاناتى از قبيل طلا و نقره كه حتى سقف خانه و پله ها (و احتمالًا) درهاى خانه ها و تخت هايى از طلا و نقره مى ساختند مى داديم (احتمالًا اين جملات كنايه از ثروت
[١] - گفته شده، معارج درجات بالا است؛ يعنى به درجاتى بر ديگران غلبه مىكردند.