افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٨ - قابل توجه
دار بودهاند در بعضى از روايات غير معتبره دارد كه زبور داوود (ع) نيز از همين نوع بوده كه بعداً داوود (ع) آن را نوشته است و مىشود كه آيه، وحى در گوش مرسل را نيز شامل شود.
٢- وحى كه طرف، وحى را بشنود؛ مانند تكلم خداوند با موسى (ع) ظاهرا كلمه از پشت پرده (من وراء حجاب) براى رد اين توهم ساده انديشان است كه آن مكالمه؛ مانند مكالمه دو انسان است كه همديگر را مى بينند و گرنه امكان ندارد خداوند پشت حجاب باشد خداوند نه مكان دارد و نه جسم است و نه محدود او مجرد لايتناهى مىباشد.
- ٣ وحى كه ملك رسول مانندجبرئيل؛ آن را در گوش يا روح مرسل القاء كند؛ مانند قرآنى كه از جانب خداوند بر قلب نازنين خاتم النبيين (ص) وحى مىشد: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ، عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ» (الشعراء: ١٩٣- ١٩٤)، «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ ...» (البقرة: ٩٧)؛ از اين دو آيه، ظاهر مىشود كه قسم سوم مانند قسم اول است كه قذف در قلب است؛ ولى در اول واسطه ندارد و در سوم واسطه دارد كه جبرئيل است.
اگر مراد از قلب روح باشد كه معنى واضح مىباشد و اگر مراد دل فيزيكى باشد تفسير آيات محتاج به ترقى علوم در آينده است.
قابل توجه
ظاهراً كلمهى (كذلك) در جملهى: «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ...» (الشورى: ٧) در آيهى بعدى به معناى اين است كه وحى من بر تو نيز به همين اقسام سه گانه است، كه به اقتضاى حكمت إلهى، گاهى قذف در قلب (روح) و گاهى به شنيدن صدايى است كه خداوند آن را خلق مىفرمايد و گاهى به شكل پيام توسط جبرئيل امين است. در اين كه وحىهاى شب معراج