افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٣ - تفسير سوره زخرف
را براى بشر معاصر نزول قرآن كافى ندانسته[١] و امر مردم دنيا داير بين عدم تكليف آنان به دين آسمانى و بين مكلفيت به پذيرفن و عمل كردن به دستورات اسلام است، احتمال اول مخالف سنت خدا و آيات قرآن است، پس احتمال دوم معين مىشود.
تفسير سوره زخرف[٢]
«حم، وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ، إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ، وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» (الزخرف: ١- ٤)؛ سوگند به كتاب آشكار و يا روشن گر، ما آن را قرآن عربى قرار داديم تا شايد (آن را) بفهميد و تعقل كنيد و اين كتاب يا قرآن در امالكتاب پيش ما بلند مرتبه و با حكمت است. معناى آيه دوم و سوم تا حدود زياد روشن است و مراد از امالكتاب لوح محفوظ است كه در آيه ٢٢ سوره بروج به آن تصريح شده است: «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ، فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ»؛ ولى بعضى از مفسرين مىگويد: اين كتابى است كه به لغت عربى قرائت مىشود. او مىگويد: قرآن قبل از اينكه بزبان عربى در آيد در مرحلهاى از كينونت وجود داشته كه در آن مرحله عقول بشر دسترسى به آن نداشته. در نتيجه از اين آيه (آيه سوم) فهميده مىشود كه كتاب برحسب موطن نفس الامرى و واقعيتش ما فوق فكر و اجنبى از عقول بشر است و خداوند آن را از آن موطن پايين آورده و در خور فهم بشر قرار داده و به لباس لغت عربى در آورده به اين اميد كه عقول بشر با آن انس بگيرد و حقايق و معانى آن را بفهمد. و
[١] - بعلاوه كه اديان گذشته دليل عقل پسند بر بقاى خود براى بشر فعلى ندارند و تدين به آنها بدعت است و حرام.
[٢] - اين سوره مكى و داراى ٨٩ آيه مى باشد.