افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٤ - چند فرشته با آدمى هستند
فضاء از اين دو جمله بسيار مشكل است و مراد سيارات و ستارهها هم نيست. شايد بعضى كه ادعا كرده اند آسمان بافتى منسجم است، از همين آيه، چنين استنباطى نموده باشند؛ ولى رفتن ماهواره و قمرهاى مصنوعى تا كره ما و اطراف مريخ اين استنباط را ضعيف مىكند. بايد منتظر پيشرفت علم در آينده باشيم.
مگر اينكه بگوييم پس از عبور اجسامى از آن دوباره خرق و پاره شدن آن خود بخود التيام مى يابد. والله العالم.
به هر حال چنانچه گذشت زينت آسمان اول به ضوء ستارگان، اعم از اين است كه ستارگان مذكور در آن آسمان باشد و يا خارج از آن چنانچه قبلًا گذشت.
تأكيد و تسجيل
در مورد وجودى بودن آسمان شواهد قرآنى زياد وجود دارد مانند: «وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ» (الطور: ٥)؛ «يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً» (الطور: ٩)؛
چند فرشته با آدمى هستند
«إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ، ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ» (ق: ١٧، ١٨)؛[١] «وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ» (ق: ٢١)؛ «وَ قالَ قَرِينُهُ هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ، أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ» (ق: ٢٣، ٢٤)؛ دو گيرنده و تلقى كننده از راست و چپ (مكلف نشسته) سخن نگويد مگر اينكه نزد او نگهبان محافظ و عتيد وجود دارد. هر
[١] - در مجمع البيان مى گويد تقدير آيه چنين است: عن اليمين قعيد و عن الشمال قعيد و در عبارت به يكى اكتفا شده و نيز گفته مقصود به قعيد در آيه ملازمى است كه جدا نمىشود نه نشسته( ضد ايستاده).