افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٠ - يك مطلب جديد
حديث در خصوص بحارالانوار ج ..... طبع جديد مشكل است و عقل نيز استبعاد دارد مردى كه روز قيامت براى هدايت بشر و از بين بردن همهى گمراهىها و شرك و كفر و اديان باطله، انتخاب شده، از ٦٣ سالگى عمر خود، تنها ٢٣ سال، ايمان و ارتباط به خداى خود داشته و چهل سال عمر او- نعوذ بالله- در كفر و نادانى و بطالت گذشته!! آنانى كه چنين نظر دارند از درك معنويت مقام نبوت و خاتميت به كلى محروم هستند.
بعضى از مفسران دقيق النظر مىگويند: نفى درايت آن حضرت به سوى تفصيل و جزييات كتاب و ايمان مىرود نه به نفى اصل كتاب و ايمان، هر چند اجمالا، آن حضرت قبل از بعثت و نزول قرآن ايمان به خدا و معرفت اجمالى به ا و و شريعت داشته است.
اين جواب، تاحدى خوب است؛ ولى بايد تفحص و تدبر بيشتر شود تا جواب روشنتر ارايه گردد. والله العالم بكلامه و حال رسوله.
يك مطلب جديد
به نظر من به استناد بعضى احاديث كه به ذهنم مىرسد و سند آن معتبر است، در مورد فرق بين «وحى» و «الهام» كه بر اولياء مىشود، مىتوان گفت: پيام اگر توسط فرشته مستقيماً و از جانب خداوند باشد، وحى گفته مىشود چنانچه پس از رسيدن آن به پيامبر، فرشتهى مذكور از طرف پيامبر مأموريت پيدا كند كه اين پيام را مثلا به على (ع) برساند و يا به ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) الهام گفته مىشود؛ ولى مطلب باز هم محتاج به تتبع در قرآن و احاديث معتبره است ظاهر قرآن اين است كه پيام به مادر موسى (ع) مستقيماً رسيد، نه توسط كدام پيامبر، و همچنين جبرئيل. پيام خدا را به مريم (ع). بنابراين فرق جوهرى بين وحى و الهام محتاج به تحقيق است.