افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٨ - تفسير سوره واقعه
بحث در يك مورد اين قانون، قابل توضيح است كه كافر احسان كند، آيا خدا با او احسان مىفرمايد؟؛ ممكن است آيهى مباركه سورهى مائده، مانع جواب مثبت باشد: «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» (المائدة: ٢٧)؛ كافر كه ايمان و تقوى ندارد، عمل او قبول نمىشود، نفى قبول غير از نفى صحت است، نفى قبول، نفى ثواب است و نفى صحت به معناى بطلان و اعاده و قضا است. در جايى كه عمل اعاده و قضا داشتهباشد. وقتى احسان كافر را خدا قبول نكند، جزاء هم ندارد.
ممكن است در جواب بگوييم كه اولًا اين آيه قرآنى گفتهى هابيل فرزند آدم است نه فرموده خداوند[١] و بعيد نيست كه اين آيه، نوعى مخصص باشد كه احسان كافر كه به خاطر انسانيت به كسى ديگر جزادارد؛ بلى اختراعات و اكتشافاتى را براى پول و نفع خود، انجام مىدهند، هر چندكه خدمت به مردم باشد احسان گفته نمىشود. والله العالم.
تفسير سوره واقعه[٢]
«وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً، فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ، وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ، وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ، فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ» (الواقعة: ٧- ١٢)؛ و شما سه دسته بوديد صاحبان ميمنت و خوشبختى و تو نمىدانى چه خوشبختىهايى و صاحبان شوم، و بد بختى و تو نمىدانى چه بد بختى هايى[٣] و سبقتگيرندگان (در دنيا به سوى بندگى
[١] - مگر اينكه بگوييم اگر جمله مذكور مورد رضاى خدا نمى بود، آن را نقل نمى فرمود و اقلا بعد از نقل آن را جواب مى داد.
[٢] - اين سوره مكى و ٩٦ آيه دارد.
[٣] - ممكن است حرف« ما» در هر دو جمله استفهامى باشد؛ يعنى توچه مىدانى؛ ولى معنى يكى است.