افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٦ - تفسير سوره فتح
دوم: ايراد دوم، اين است كه پيامبر بزرگوار اسلام با آن همه تجليلى كه قرآن از او نموده چقدر گناه قبل از نزول آيه و بعد از آن داشته كه خداوند آنها را آمرزيده باشد؟ دو جواب ديگرى هم كه طبرسى مرحوم در مجمع البيان از اصحاب ما نقل كرده نيز قناعت بخش نيست، تأويل قرآن به روايات غير معتبرالسند مجوّز شرعى ندارد، و جواب منقول از سيد مرتضى (ره) ضعيف است چونكه كلمهى «ذنب» مصدر لازم است نه متعدى كه مفعول ندارد و اضافه آن به ضمير خطاب (ذنبك) از قبيل اضافه مصدر به فاعل است نه به سوى مفعول.
بهترين وجهى نسبت به جوابهاى ديگر اين است كه بگوييم گفتار پيامبر در بيان توحيد معبود و منع پرستش از بتهاى قريش و لزوم ايمان به رسالت او و دورى از خرافات و قبايح جاهليت و بدگويى از شرك به خداوند و ترويج معارف و اخلاق و عبادات الهى، در نظر مشركين نادان، زشت و اشتباه بوده كه آنها را از معايب آن حضرت (ص) به حساب مى آوردند ولى پس از صلح حديبيه و پس از آن فتح مكه كه مشركين اسلام به دين اسلام مشرف شدند، فهميدند كه خود آنان در اشتباه و حماقت بودهاند پيامبر و دستورات آسمانى او هيچ عيب و نقصى نداشته و شخص پيامبر آنقدر پاك و مهربان بوده كه همه مشركين مكه را كه دشمنان سرسخت او بودند از قتل و اسارت و تاراج اموال، آزاد نموده جمله معروف منقول خود را كه تا امروز حيرت آور است: فاذهبوا انتم الطلقاء برويد همه آزاديد!! فرمودند.
ديدن اين همه بزرگوارى و محبت و گذشت و فهميدن محاسن دين غالب مردم مكه را به او علاقه مند نمود و به اسلام آوردن آنان تشويق كرد كه بعد ها همين مردم و فرزندان