افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥ - رسالت يوسف
رهنمايى نكردهام شما را مگر به راه رشد و حق. متأسفانه اين شعار نه تنها تا امروز ادامه يافتند كه در آيندهها نيز اين شعارها ادامه خواهد يافت؛ مگر اينكه رشد فكرى ملتها آنقدر عموميت پيدا كند كه دروغگويان جرئت دروغ گفتن را نداشتهباشند كه فعلًا يك ايدهآل خيالى مىباشد، همين ساعت از تلويزيون كه يك جلسهى استثنايى را مستقيماً گوش مىدهم، از بعضى سخنرانيها همين شعارها را به طرز وحشتناكتر مىشنوم.
|
مَا كُلُّ مَا يتَمَنَّى الْمَرْءُ يُدْرِكُهُ |
جْرِى الْرّياحُ بِمَا لَاتَشْتَهِى اْلسُّفُنُ. |
|
|
تا ستم كش زير بار غارت و يغما نرفت |
كار دزدان ستمگر غارت و يغما نشد. |
|
حفظ جان موسى
فرعون به مردم مىگفت بگذاريد موسى را بكشم ... من مىترسم كه دين شما را عوض كند يا در زمين تباهى را ظاهر گرداند. (مومن ٢٦).
من قبلًا در همين كتاب گفته بودم كه فرعون قصد قتل موسى را نكرد و از اين آيه غفلت داشتم، فعلًا مى گويم او هم مثل ساير قلدرهاى سياسى از مردم خواست بگذارند موسى را بكشد؛ ولى مؤمن آل فرعون[١] به طورى از موسى دفاع كرد كه جرئت فرعون را در كشتن (موسى عليه السلام) از او سلب كرد (غافر: ٢٩- ٣٣).
رسالت يوسف
«وَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذا هَلَكَ قُلْتُمْ
[١] - عجيب: گفته مىشود از قوم فرعون فقط سه نفر به موسى ايمان آورده بودند كه از روى تقيه ايمان خود را پنهان مىكردند: مؤمن آل فرعون( كه يكى از خويشاوندان يا همكاران فرعون بوده)، و آسيه بنت مزاحم زوجه فرعون؛ و مردى كه به موسى خبر داد كه دربار قصد كشتن تو را دارد كه قبطىاى را كشتى از مصر بيرون برو كه من از ناصحين تو مى باشم، موسى هم از مصر به مدين( معان) آخرين شهر اردن فعلى كه به خاك حجاز مىرسد نزد شعيب( عليهما السلام) رفت، والله العالم.