افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٢ - در اين جا چند مطلب است
در اين جا چند مطلب است
مطلب اول: اين شرط شامل بيعت مردان (مشركين مكه كه پس از پيروزى مسلمانان در فتح مكه كه پيامبر بر كوه صفا بود بيعت كردند) شرط نشده و فقط در مورد زنان مشركه مكه شرط شده است.
مطلب دوم: در اسلام آوردن كفار و مشركين از هر صنفى باشند و چه زن و چه مرد هيچ شرطى وجود ندارد تنها شهادت و اقرار به خدا و رسول اوكفايت مىكند حتى ايمان به معاد و نبوت انبياء ديگر كه از اصول دين است شرط اسلام آوردن قرار نگرفته است.[١]
مطلب سوم: اشتراط امور مذكور بر زنان مكه طبق مصلحتى در آن موقع بوده كه خداوند آن را مىدانسته و شرط قرار داده است و به ا صطلاح امروز حكم سياسى بوده نه حكم دائمى فقهى.
نگارنده در آلمان (شهر كسل) و در پاكستان (شهر اسلام آباد) دو زن غربى را مسلمان نمود و هيچ شرطى بر آنان نگذاشت و تنها سفارش كرد كه نماز بخوانند. و نيز يك مرد ظاهر مجوسى در ايران (شمرن) و يك مرد روسى در مسكو كه در موقع مذاكرات مجاهدين با دولت غاصب شوروى ضمن هيأت مجاهدين رفتهبودم، و با من دو جلسه صحبت كرد، او عضو هيأت مذاكرات شوروى بود، در جلسه كه در سفارت پاكستان شب مهمان بوديم، به اسلام تسليم شد و كلمهى شهادتين را خواند و ترجمان ما دو نفر؛ ازبك بود.
مطلب چهارم: معنا و جايگاه بيعت در شريعت اسلام. راغب در مفردات خود ذيل عنوان «البيع» مىگويد: «و بايع السلطان اذا تضّمن بذل الطاعة له بما رضخ له، و يقال لذلك بيعة و
[١] - ايمان به قيامت و نبوت انبياى گذشته بر زنان مشركه مكه هم شرط قرار دادهنشده است.