افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩١ - تفسيرسوره قيامت
١- جمعى حرف «لا» را زايد دانستهاند و جمعى آن را براى نفى مدخول آن دانستهاند كه معناى لغوى حرف مذكور است و آيه را چنان معنى كردهاند: نه، انكار منكران قيامت درست نيست قسم به روز قيامت (يعنى حتماً روز قيامت آمدنى است) بعضى آيه را چنين معنى كرداند: به روز قيامت قسم ياد نمى كنم كه آمدن آن روشن است و نيازى به قسم ندارد. قول سوم اين است: به قيامت سوگند نمىخورد؛ چون شما به آن اعتقاد نداريد.
ظاهراً قول اول كه طرفدار بيشتر دارد بهتر است.
- ٢ نفس ناطقه و روح انسان كه حقيقت او را تشكيل مىدهد؛ به لحاظ تكامل مراحلى دارد اول نفس بسيار امر كننده به بديها (امارة بالسوء) كه آدمى در حد خواستهاى حيوانى اسير مىشود: «.. إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ...» (يوسف: ٥٣)؛ دوم نفس لوامه كه وقتى كار زشتى كرد، خود را سرزنش مىكند و اين مرحله آدمى را به مرحلهى بالا خواهد رسانيد. و به كلمهى روشنتر گناهان را به حد اقل رسانيده و آدمى را مستحق مغفرت و ترقى مىگرداند[١]
٣- نفس مطمئنه و كامياب در انجام و ظايف خويش: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً، فَادْخُلِي فِي عِبادِي (الفجر: ٢٧- ٢٩)، اطمينان و رضايتمندى از خدا و مهمتر رضايتمندى از خدا آدمى را داخل حزب الله نموده و در بهشت برين مخلد مىسازد. و بحث از اين مراحل سهگانه از وظايف علم اخلاق اسلامى مىباشد.
به هر حال اگر اين نفس لوامه همان وجدان مشهور باشد، براى تكامل فرد و جامعه بسيار نقش مؤثرى دارد. ما مىتوانيم به طور طبيعى محاسن اخلاق اسلامى را تا چه رسد به مكارم
[١] - ظاهرا جواب هردو سوگند محذوف است.