افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٥ - يك ايراد اشتباه آميز او
النبيين (ص) مى باشد، به هر انگيزهاى كه داشته،[١] از يك نكته سهوا يا عمدا غفلت كرده است و آن اين كه به چه دليل خداوند جهان را مكلف به پيروى از نظم انسان ها قرار داده؟ و چرا او از خدا انتظار داشته از روش تأليف مولفين بشرى پيروى كند؟!
گوستاولبون فرانسوى در كتاب تمدن اسلام و عرب همين موضوع را بيان مىكند كه آيات قرآن نظم ندارد، و چون او هم مانند سروش به پيامبرى آن حضرت اعتقاد ندارد، بى نظمى مذكور را معلول بى سوادى آن حضرت دانسته است. حرف او با توجه به انكار نبوت موجه به نظر مى رسد، ولى سروش آن بى نظمى را دليل خواب هاى پريشان آن حضرت (ص) مى داند كه ياوه گويى صرف است.
فرق اين دو تن در اين است كه هدف گستاولبون مكارى و خدعه و نيرنگ و فريب مردم نبوده، بلكه به عنوان يك تحليل گر نظر خود را بيان كرده و البته كه در نظر خود اشتباه نموده كه بعدا خواهيم فهميد. ولى سروش ضمنا مى خواهد حتى المقدور مردم او را به چهره منكر نشناسند، بلكه اورا به چهره يك تحليل گر بدانند، لذا به دو رويى و نفاق، به خواب ديدن و رؤيا متوسل شده كه دروغى است آشكار و در حقيقت نسبت دادن قرآن به خواب هاى آشفته يك مرد عرب از نظر دين الحاد است و از نظر عقل و اعتبارات عقلايى مثل ادعاى دو ضرب دو مساوى به سه مى باشد و گمان نمى كنم آقاى سروش عاقل در اين ادعا جدى و به آن باور مند باشد.
كاشك اين نويسنده مقدارى علم مى آموخت تا مى دانست تنها احكام سه گانه عقلى
[١] - خود او خداى او به آن آگاه است، بلكه ممكن است روان شناسى او با روان كاوى( مغز خود آگاه و تاخود آگاه او) نيز باهم در اين انكار و افراط متغاير باشد.