افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٩ - آخرين واقعيتى اجتناب ناپذير در مورد عبد الكريم سروش
و غير عرب آن زمان برتر بود.
قرآن از علوم تجربى مطالبى دارد كه از معجزات علمى اين كتاب است و اگر به كتب مربوطه به اين رشته با فكرى آرام و بى طرف و وجدان سالم مراجعه شود به كمال سهولت به آسمانى بودن قرآن تصديق مىشود.
بنا بر اين خوب است سروش را در خوابهاى آشفته خودش بگذاريم تا به اندازه كمبودهاى روانى خود خواب ببيند و تعبيرش كند، وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ (نحل: ٣٦).
سخن آخر
گفته مىشود كه سروش در مورد انكار وحيانى بودن نبوت و قرآن دو نظريه داشته؛ نظريه اول پيش از بيست سال بوده و دومى از چهار سال به اينسو! او دو فرضيه خود را چنين معرفى كرده است:
قرآن يا كلامى است مستعار، مخلوق ذهن و محصول تجربه محمد (ص).
يا رويايى جاندار و مخلوق خيال خلاق و صورتگرى محمد (ص).
هر دو نظريه از نظر مسلمانان، الحادى و مخالف اصول و فروع دين اسلام است، منتهى نظريه دوم خرافىتر و دورتر از عقل است و نظريه اول دورتر از رياكارى است. وقتى نوشته هاى نويسنده را كه با كمال اقتصار بيان شده خوانده باشيد حقه بازى اين نظريه پرداز هم آشكار مىشود.
او هيچ دليل معقول و علمى بر اثبات ادعاى خود اقامه نتوانسته و همهاش شعارهاى برخواسته از عقده درونى اوست، كه مقامى به او نرسيده؛ «وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً» (كهف: ١٧).