افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٥ - معناى قرائت
اين رد كردن به پايين ترين پايينها و يا اجر ايمان و بندگى دو طرف متضاد مقام تشريعى مىباشد. خداوند ما را به استكمال وتحصيل مقامات روحانى برساند.
تفسير سوره علق
كلامى در سوره علق، از يك لغوى و يك مفسر
معناى قرائت
راغب در مفردات مىگويد: كلمه «قرائت» به معناى ضميمه كردن حروف و كلمات به يكديگر در زبان است، و اين كلمه را به هر ضميمه كردنى نمى گويند؛ مثلا در جمع كردن عده اى را به دورهم نمى گويند قرائت القوم. دليل اين ادعا اين است كه به تكرار يك حرف از حروف الفباء در زبان هم قرائت نمى گويند.
به هر حال وقتى گفته مىشود «قرأت الكتاب» معنايش اين است كه از ضميمه كردن چند حرف از آن، كلمه در آوردم و از ضميمه كردن كلمات آن با يكديگر جمله هايى در آورده، و مطالبى استفاده كردم، هر چند كه آن حروف و كلمات را به زبان هم نياورده باشى پس قرائت، هم شامل مطالعه مىشود، و هم شامل آنجايى كه جمع حروف و كلمات را تلفظ بكنى، و هم آنجايى كه اين عمل را باشنيدن انجام دهى، كه اطلاق قرائت بر معناى اخير تلاوت هم ناميده مىشود، همچنان كه خداى متعالى فرمود: «رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً» (البينة: ٢)[١]
و ظاهر اين كه به طور مطلق فرمود: «اقراء» اين است كه منظور از آن معناى اول است، و مراد، امر به تلقى آياتى از قرآن است كه فرشته وحى از ناحيه خدا به آن جناب وحى مىكند، پس جمله مورد بحث امر به قرائت كتاب است، كه خود اين امر هم از آيات آن است، و
[١] - فرستادهاى از ناحيه خدا كه صحيفه هايى پاك را تلاوت مىكند. سوره بينه، آيه ٢.