افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٣ - تفسير سوره قمر
صاحب مجمع البيان طبرسى مرحوم از بزرگان اماميه در قرن ششم هجرى در جواب سه نفر از اهل علم غير الشيعة كه گفتهاند شق القمر درآيه قرآن از علائم قيامت است نه اينكه در دنيا به تقاضاى رسول الله (ص) در حيات آن حضرت صورت گرفته باشد، مىفرمايد: انكار اين سه تن صحيح نيست براى اينكه مسلمانان بر وقوع آن اجماع نمودهاند مخالفت اين چند تن قابل توجه نيست. و نيز شهرت يافتن نقل آنان بين اصحاب پيامبر اكرم (ص) مانع از مخالفت مىشود، سپس به ايرادات مخالفين جواب مىدهد[١] و آيه بعدى نيز مؤيد قول مشهور است[٢]؛ بلى مؤلف در جايى نديده است و يا حد اقل بياد ندارد كسى از مشركين مكه بديدن آن ايمان آورده باشد! گاهى به ذهن جمعى از جوانان خطور مىكند كه اگر به نفع حقانيت دين اسلام و اثبات رسالت آورنده آن (ص) معجزاتى در جهان تكوين صورت مىگرفت شايد اكثر إنسانها به دين اسلام مشرف مىشدند؛ ولى اينان بايد بدانند كه شعار مشركين عرب را امروزيها هم تكرار مىكنند كه سحر است و چشم بندى: «وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ» (القمر: ٢، ٣)؛ اگر آيه و معجزهاى ببينند رو مىگردانند و مىگويند: سحر هميشهگى (او) است!! معجزه به اين بزرگى را تكذيب كردند و ازهوسهاى- به دور از عقل خود- پيروى نمودند هر چيز ازخود قرارگاهى دارد.
شق القمر خودش يك معجزه است، و نيز نفس خبر دادن از شق شدن و جدا شدن اجزاى ما معجزه علمى ديگر است؛ زيرا هيأت بطلميوسى كه بر افكار مردم آن دوره تا اواخر قرون
[١] - مجمع البيان ج ٩/ ٢٨٢ تفسير سوره قمر.
[٢] - فخر راز ى وقوع شق القمر را به عموم مفسرين نسبت داده است.