افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٨ - دو قسم رحمت
رحمت رحمانيه مربوط به تكوين است و رحمت رحيميه مربوط به مؤمنين و معنويات او كه بحث آن در اول اين كتاب گذشت.
از نظر فقهى اطلاق و استعمال لفظ رحيم بر غير خدا جايز است؛ ولى استعمال لفظ رحمن بر غير خدا، جايز نيست. و به عبارت ديگر، اول صفت مشترك و معناى خاص دارد دوم صفت مختص و معناى عام دارد.
سؤال مهم اين است كه: تعليم قرآن براى مؤمنين است و به رحمن رحمانيه تعلقى ندارد، در حالى كه در اين آيه اولين جمله خبريه براى رحمن قرار گرفته است.
ممكن است جواب دهيم كه قسمتى از قرآن اختصاص به مؤمنين دارد؛ ولى مجموع قرآن براى ساختن إنسان است (هدى للناس)
اخلاقيات قرآن براى زندگانى سعادتمند دنيا و استحكام اجتماع إنسانى حتى تاقرن يكصد و بيست و يكم، تا چه رسد به قرن حاضر، بسيار مفيد است. والله اعلم.
و اما تقديم تعليم قرآن بر خلقت إنسان براى اين است كه عمل به قرآن زندگانى ابديت مؤمن را تضمين كند و گرنه خلقت إنسان غالباً به صد سال نمىرسد و بعد همه چيز در فرض قصور فكرى نا معلوم است و در فرض تعمد و تقصير خلود در عذاب است كه عدمش به از وجود. به هر حال خلقت إنسان كه بر كثيرى از مخلوقات جهان برترى دارد، شهكار آفرينش و حكمت الهى است. (فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.)
از طرف ديگر بيان آدمى در وازهى افاده و استفاده و تكامل او است. واگر ما اين بيان را نداشتيم هرگز به مقام فعلى خود نمى رسيديم؛ بلى بزرگترين وسيلهى انتقال معانى و نظريات دقيقه و عاليه و عام المنفعة دانشمندان عاليقدر و نوابغ و شبه نوابغ و اصلاح حال عامه مردم،