افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٩ - بدبختى مردم
آورد (ديد كه كسى) از مهمان ها دست دراز نكرد تا از آن غذاى لذيذ بخورد از آنان ترسيد!
ابراهيم يكى از پنج پيامبر بزرگوار اولى العزم نفهميد آنان ملائكه هستند. و مثل اين عدم علم در موارد انبياى ديگر نيز وارده شده است، حتى پيامبر خاتم النبيين (ص).
قدر متيقن به انبياء آنقدر علم به شكل تدريجى داده شده بود كه براى هدايت امت ها كفايت كند. و مازاد بر آن وابسته به لطف خداوند و مقام روحانى خود شان بوده كه ما اندازه آنرا نمى دانيم.
وقتى به انبياء علم به تمام حوادث دوره زندگانى آنان داده نشده معلوم است كه حوادث دوره هاى آينده خود را تا زمان ما و تا آخر دنيا را نيز نمى دانستهاند.
بلى اين احتمال هست كه خداوند انبياء و رسولان يا به رسولان بزرگ خود كليات زمان هاى آينده را به حسب مقامات مختلفه شان اعلام فرموده باشد كه باز مقدار آن به ما معلوم نيست و اين گمانه وجود دارد كه پيامبر عظيم شان ما كه همه مسلمانان دنيا[١] تا روز قيامت از امت او هستند معلومات بيشترى به ايشان داده شده باشد. والله العالم بأفعاله.
بدبختى مردم
«فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ» (الذاريات: ٣٦)؛ ملائكه مى گويند ما در قريه حضرت لوط غير يك خانه از مسلمانان نيافتيم، يعنى لوط پيامبر مكرم الهى تنها يك فاميل را به دين ابراهيم متدين ساخته بود و بقيه كافر بودند و جمع زيادى هم هم جنس باز!! و به
[١] - بلكه جميع بشر چه متدين به دينهاى گذشته و چه بى دين و منكر همه چيز زيرا وظيفه آنان پيروى از اسلام است، و همه از امت آن حضرت به حساب مىآيند.