افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٥ - ميزان
٨- از آيهى «وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ ...» (الشورى: ١٤)، استفاده مىشود كه متفرقين اول، معاصرين انبياء و يا قريب زمان به آنان، [بودهاند كه] از روى علم و تعمد متفرق گرديدهاند و استحقاق عذاب را، حتى در همين دنيا پيدا كردهبودند.
بلى نگارنده هر چند كفار بىدين و كفار پيرو اديان منسوخه را غالباً جاهل قاصر مىداند؛ ولى روشن است كه غالب معاصرين انبياء و يا قريب به عصر آنان يا متعمدا و يا تقصيراً از دين به دور رفتهاند كه مستحق عقاب مىباشند.
ميزان
«اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِيزانَ ...» (الشورى: ١٧)؛ ظاهر آيه اين است كه ميزان غير از قرآن است و در اين صورت سؤال مىشود كه ميزان چيست؟ [از آيات ظاهر مىشود] كه مراد از ميزان عدالت اجتماعى باشد، كه حقوق مردم مشخص مىشود ممكن است بگوييم عطف ميزان بر كتاب دليل بر تغاير آن دو نيست؛ بلكه از قبيل عطف جزء بر كل است، هر چند كه مقدارى از حقوق در سنت شريف بيان شده است.
بعضى مفسرين مىگويند: مراد از كتاب در قرآن شريعت و دين است و كلمهى ميزان به معناى هر مقياسى است كه أشياء به آن سنجيده مىشود، مراد به آن به قرينهى ذيل آيه و آيات بعد، همان دينى است كه كتاب مشتمل بر آن است و از اين جهت دين را ميزان ناميدهاند كه عقايد و اعمال به وسيلهى آن، سنجش مىشود، و در نتيجه روز قيامت هم بر طبق آن سنجش و جزاء داده مىشود، پس ميزان عبارت است از دين با اصول و فروعش.