افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٦ - تفسير سوره ممتنحه
فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ (المؤمنون: ١٠١)؛ در قيامت نسبهاى شما از بين مى رود: «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ» (عبس: ٣٤)[١]
٥- آيهى مباركه: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ ...» الممتحنة: ٤ و تكرار دو بارهى آن «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (الممتحنة: ٦)؛ اين مطلب را مىرساند كه اقتداء به اعمال و روش انبياء الهى در مواردى كه نصى بر خلاف آن در شريعت اسلام نباشد، جايز است و اين باب ثمراتى در فقه دارد.
٦- كار ابراهيم (ع) و پيروان او و بيزارى آنان و حتى ظهور عداوت و بغض از كفار تا ايمان آوردن آنان بود، هر چند كه دشمن خدا و مؤمنين نباشند؛ يعنى اطلاق الفاظ آيه مقيد به فرض دشمنى نبوده است و اين كار از لازمه ايمان است، هر چند واجب نباشد؛ ولى با جواز محبت كفار غير دشمن خدا منافات دارد.
تحقيق مطلب در اوايل مجلد اول حدود الشريعة فى محرماتها مذكور است محققين به آن جا مراجعه نمايند.
به هر حال قدر متيقن از آيات اين سوره، حرمت شديد دوستى با دشمنان خدا و دشمنان مؤمنين است و عداوت با آنان و برائت از آنان نيكو و از علايم ايمان كامل است. والله العالم.
از آيهى هشتم مىفهميم كه نيكويى كردن و عدالت نمودن با كفارى كه با مؤمنين در موارد دين شان نجنگيدهاند، و آنان را از خانههاى شان بيرون نراندهاند حرام و ممنوع نيست.
و در آيهى نهم مىفرمايد خداوند تنها شما را از دوستى و يا پذيرفتن ولايت كسانى نهى
[١] - ولى مع الوصف ممكن است إنساب واقع بين مؤمنين موجب شفاعت بعضى براى بعضى بشود و آيات اين معنا را رد نمىكند. والله العالم.