افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٤ - يك موضوع ديگر
وسطى رايج بود اجسام فلكى را قابل پاره شدن و جدا شدن و بهم پيوستن و التيام (خرق و التيام) مانند اجسام عنصرى نمىدانستند و بر همين اساس معراج جسمانى را نيز منكر بوند؛ ولى بعد از انقلاب علمى كه مبناى فلك شناسى معرفت كرات آسمانى بر اساس تجربه قرار گرفت، علم هيأت بطلميوسى دود هوا شد و اكتشافات مدهشى صورت گرفت و خرق و التيام هر دو ممكن شد و آمدن سنگها به جو زمين وآوردن سنگهايى ازكرهما به زمين موضوع را، محسوس نمود. و گفتار قرآن در مورد امكان و وقوع آن قطعى شد.
يك موضوع ديگر
تلويزون تمدن در شهر كابل كه در اختيار اينجانب است هر شب درسهاى تفسير اين طلبه را پخش مىكند. من شبى در مورد شق القمر و تفسيرآيه سوره قمر صحبتى كردم و فكر مىكنم اين جمله را هم گفتهباشم كه بعضى فضانوردان كه بر سطح ماه پايين آمدهاند، از شق شدن و يا امكان آن در گذشته، مطلبى رابيان داشتهاند.
چند روز بعد، يكى از شنوندگان دانشمند تلويزون تمدن تلفنى به من گفت كه: يك نقشهى جديدى از سطح ماه، نزدم هست كه خط طويلى برآن ديده مىشود كه شايد مستند گفتهى آن فضانورد باشد.
او به طلب من دو سه روز بعد آن نقشه را در حوزه علميه خاتم النبيين (ص) كابل، آورد كه من آن خط را بر كره قمر ديدم؛ ولى نه اينكه شامل تمام سطح يك روى قمر، محسوس بوده و او عكس گرفته؛ بلكه بر مقدارى از سطح آن محسوس بود و شايد بقيه زير گرد و غبار پنهان شده باشد.