افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٠ - حكم استغفار براى دشمن خدا
آيه اشاره دارد كه اسماعيل پسر اول بوده و اسحاق پسر دومى او.
از اين دو مطلب روشن، به دست مىآيد كه والد ابراهيم غير از آذر بت پرست و بت ساز بوده؛ زيرا ابراهيم به صريح آيه ١٤٤ توبه، وقتى ديد آذر مؤمن نشد از او بيزارى جست پس چگونه در پيرى دوباره براى او استغفار مىكند؟! معلوم است والد او مؤمن بوده وآذر خواندهاى او بوده است.
تنها يك اشكال مىماند كه در جوانى برايم قابل حل نبود و حتى آن را بر استاد بزرگوارم مفسر و فقيه و اصولى حوزه علميه نجف اشرف، عرضه كردم وقتى جواب داد، جواب ايشان را نپذيرفتم و آن آيه ٨٦ سورهى شعرا است: «وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ» (الشعراء: ٨٦)؛ پدرم را بيامرز كه از جمله گمراهان بود، جملهى «كان» ممكن است چنين معنى دهد كه او مرده و ابراهيم پس از مردن، باز براى او استغفار نموده است.
جواب اين است: سياق آيات شهادت مىدهد كه پدر ابراهيم در اين وقت زنده بوده؛ بلكه آيه ٧٠ و ٧١ همين سوره (شعراء) صراحت بر حيات پدر ابراهيم دارد «إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ، قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ» (الشعراء: ٧٠- ٧١)
از آيات مذكور (٦٩ تا ٨٩) به خوبى فهميده مىشود كه مدلول آنها در اول جوانى او در بابل عراق بوده و آذر بت تراش، بت پرست زنده بوده، بنابراين بايد لفظ «كان» را به (است) تفسير كنيم نه به (بود) تا استغفار ابراهيم را پس از موت او بدانيم و به عبارت ديگر «كان» معناى ماضى استمرارى است نه ماضى انقطاعى. و لله الحمد.[١]
[١] - حكيم سبزوارى در لئالى منتظمه خود مىكويد:
|
و ما رأى الاديب فعلا ناقصا |
ففى القضايا هو ربط خالصا |
|
|
زمانى الادات عند المنطقى |
بين اصطلاح الفرقتين فرّق |
|