افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٤ - تفسير سوره تكوير
«كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ، وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ، كِتابٌ مَرْقُومٌ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ» (المطففين: ١٨- ٢١)؛ يك احتمال دارد كه كتاب مرقوم در آيه ٩ و ٢٠ به معناى لوح محفوظ باشد به قرينه «يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ» منتهى لوح مذكور دو محلى، به نام «سِجِّينٍ» و «عِلِّيِّينَ» دارد كه اولى محل كتاب فجار و دومى محل كتاب ابرار است؛ ولى حق اين است كه آيات مذكور را از متشابهات بدانيم و به سر گردانى و احتمالات و حدسيات مفسرين توجه نكنيم؛ بلكه از آنها عبرت بگيريم و علم آن را به خدا تفويض كنيم.
و اما كتاب خود فجار و ابرار، ممكن است صحايف فردى اين دو سته باشد و ممكن است كه كتاب براى دو نوع اين دو دسته باشد.
تفسير سوره تكوير[١]
«إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ، وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ» (التكوير: ١- ٢)؛ وقتى در قيامت خورشيد (مركز منظومه شمسى ما) پيچيده شود (مانند پيچيدن دستار و عمامه ما) و نور و احتمالًا حرارت او تمام شود، و ستارگان (همه آسمانها و يا ستارگان كه ما مى بينيم) به تيرگى و تاريكى روند و يا پراكنده شوند كه از آيه «إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ» و از آيه «فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ» نيز به دست مى آيد و گاهى كه كوهها به حركت آورده شوند. و روشن است كه اين حركت غير ازحركت فعلى و تبعى آنان از حركت زمين است. بعيد نيست كه حركت قيامت كوهها به پاشيدن زمين پايان پذيرد «فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً» (الحاقة: ١٤)؛ ولى آنچه كه اين استبعاد را ضعيف مىكند آيهى «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً، فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً، لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً» (طه: ١٠٥- ١٠٧) كه به حسب ظاهر دلالت بر فناى كوهها و بقاى زمين هموار دارد. به هر حال همانگونه كه در كتاب معاد نوشته ايم؛ از هم پاشيدن
[١] - اين سوره مكى و داراى ٢٩ آيه مىباشد.