افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٦ - ضلالت بعد از هدايت
سؤال مهم اينكه اين ايام، نحوست نفسى دارند، يا نحوست آن به واسطهى عوارض خارجى به وجود مىآيد؟ مطابق اعتبار عقلايى هيچ زمانى نحوست خاص ندارد كه در هر سال آن روز نحس باشد. ممكن است روز نحسى براى قوم ديگرى در همان سال روز بركت باشد.
بنابراين، نحوست به معناى بد بختى و نا راحتى بخشى از مردم آن روز است.
ضلالت بعد از هدايت[١]
«وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى ...» (فصلت: ١٧)؛ ما قوم ثمود را هدايت نموديم (ولى) آنان كورى (گمراهى) را بر هدايت پسنديدند.
در مطالب گذشته گفتهايم كه هدايت بر دو گونه است:
١- مرتبه يا مراتب ابتدايى بيان حق توسط عقل و انبياء و پيشوايان دينى در هر زمان (هدايت اولى)
٢- ايصال الىالمطلوب كه احتمالا به معناى تصديق قلبى به دين باشد. (هدايت ثانوى)
گونهاى اول بر خداوند به قول جمعى از متكلمين عدليه، واجب عقلى است و نگارنده نظر ديگرى دارد[٢]؛ ولى به هر حال اين بيان (هدايت اولى) شرط صحت عقاب منكرين
[١] - توجه، تا روز ٢١/ ٣/ ١٣٩٦ ١٦ رمضان ١٤٦٨ در كابل هم درس مىگفتم و هم تفسير مىنوشتم و سحرگاه روز ٢٢/ ٣/ ١٣٩٦ با خانم، براى عمل شيمى درمانى جراحى سينهام به تهران رفتيم، درس و نوشتن معطل شد. امروز ١٠/ ٤٠/ ١٣٩٦ اين دفتر را حميد از كابل به مشهد آورد و حالم خوب است از خداوند توفيق كامل در نوشتن اين تفسير را مى خواهم.
[٢] - از آيهى مباركهى« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»( الذاريات: ٥٦)؛ و آيهى مباركهى« ... وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ، إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ ...»( هود: ١١٨) وآيه مباركهى« لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ...»( الحديد: ٢٥)؛ به دست مىآيد كه تدين انسان، و لو به عنوان ثانوى علت غايى انسان است. بنا براين تكليف انسان به دين شرعاً لازم است. و در گذشتهها به اين مطلب اشاره شده دلايل متكلمين وجوب عقلى تكليف را ثابت نمىتواند قاعدهى لطف را در ج ٢ صراط الحق رد كرده ام.