افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٧ - ضلالت بعد از هدايت
(معاندين و مقصرين) است و گرنه عقاب بلابيان عقلا قبيح است.
بلى تخلف مكلفين از تحقق اين هدايت اوليه، امر ساده و مقدور و حتى كثيرالوقوع مىباشد «يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ» (يس: ٣٠) افسوس بر بندگان كه هيچ رسولى (براى) آنان نيامد، مگر اينكه به آنان استهزاء مىكردند. و شبيه اين آيات زياد است.
بنا براين، ثمود يكى از همين اقوام لجباز بودند كه به سزاى تقصير و يا عناد خود رسيدهاند! بلى مكلف اگر به هدايت اولى تسليم و منقاد شود به آن عامل گردد رستگار است و احكام اسلام و ايمان (بهشت رفتن) بر آن مترتب مىشود هر چند هنوز داراى اطمينان قلبى نگرديده باشند. همان عقدالقلب او كفايت مىكند.
ايصال الىالمطلوب و هدايت ثانوى آدمى را بحد اطمينان و وثوق به خدا و دين خدا مىرساند؛ ولى معالوصف، او باز فاعل مختار است و از نظر تكوين مجبوريتى به بقاى بر دين ندارد، و مىشود به وسيلهى مزاحمات نفسانى و وسوسههاى شياطين إنسى و جنى مرتد و ايمان او باطل گردد و اين موضوع تقريباً حسى و شواهد زيادى از قرآن دارد: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا ...» (النمل: ١٤) «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ» (الأعراف: ١٧٥؛) بر امت خود داستان مردى را بخوان كه آيات خود را (!!) به او داديم (ولى) او خود را از آنها دور كرد و شيطان دنبالهى او را گرفت تا از گمراهان شد، ما اگر مىخواستيم او را به آن (آيات) بالا مىبريم لكن او به سوى زمين اخلاد يافت، مَثَلْ او مَثَلْ سگ است!! ... مَثَلِ كسانى كه به آنان تورات داده شد بعد به ان عمل نكردند مَثَلِ الاغ است كه از حمل كتابهاى گذاشته شده بر پشت خود استفاده نمىكند.