افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٤ - عامل شخصيت امروز و آينده ى انسان
٨- «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا ...» (الشورى: ٧)؛
٩- «وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا ...» (الأحقاف: ١٢)؛
١٠- «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» (الزخرف: ٣)
مراد از عربى در آيهى اخير و آيهچهارم، زبان عربى است و مىشود همين دو آيه را، قرينه براى آيات ديگر گرفت؛ ولى آيهى ششم را نمىشود به آن معنى كرد؛ چون قرآن حكم عربى نيست، حكم خدايى است، و لذا معناى «حكماً عربياً»، حكماً واضحاً است. در مفردات راغب آمده است: العرب ولد اسماعيل و الاعراب جمع آن است وأعرابى در عرف بيابانى معنى مىدهد و عربى با فصاعت و معناى إعراب بيان است. و إعراب الكلام ايضاح فصاحت آن است.
عامل شخصيت امروز و آيندهى انسان
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» (فصلت: ٤٦)؛ هر كسى عمل شايستهاى به جا آورد، براى خود اوست و اگر بدى كند به ضرر خود اوست و پروردگارتو ستمگر نيست.
بنابراين شخصيت انسان زاييدهى ايمان و عمل صالح وكفر و معصيت اوست؛ البته كه مسقطات ذنوب و محبطات صالحات در شرع وارد شده؛ ولى اساس كار اعتقاد و عمل خود اوست و اين مسقطات و محبطات در حدود همان اعمال خواهد بود. قابل بحث نيست كه عمل صالح و بد جزء در پناه علم ممكن نيست و لذا قرآن مقام علم و عالم را بالا برده «... قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ» (الزمر: ٩)، «... يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» (المجادلة: ١١)