افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٣ - روان شناسى انكار قيامت
فوق را در قرآن زياد مىبينيد و مى خوانيد چرا آنها را تأويل مىبريد و مىگوييد: در قيامت بدن مادى وجود ندارد؛ بلكه بدن صورى وجود دارد.[١]
روان شناسى انكار قيامت
«بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ، يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ» (القيامة: ٥- ٦)؛ منكرين قيامت دليلى بر انكار خود ندارند؛ بلكه انگيزهى انكار آنان، امر روانى است[٢] كه مخالفين براى پيروى از خواستهاى فسق و فجور نفس أماره خود نداشته باشد؛ بلكه انسان مىخواهد آيندهى خود را به فجور و معصيت و حيوانيت بگذراند و او براى فريب وجدان خود و فرار از عقل و خرد خود، مىپرسد: چه وقت روز قيامت بر پا مىشود؟ و اين سؤال او حقيقت ياب نيست؛ بلكه بدون تحقيق آن را انكار مىكند تا در دايرهى ضيق هوسهاى مهار نشده سقوط كند! ولى همين انسانى كه عمداً خود را فريب مىدهد تا به انكار قيامت برسد، وقتى علامتهاى قيامت را در برهم خوردن حال خورشيد و ماه ديد، سؤال دنياى خود را عوض مىكند و مىپرسد: «يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ» (القيامة: ١٠)؛ فرارگاه كجا است؟ ولى چون مهلت خود را از دست داده است، به او جواب داده مىشود: «كَلَّا لا وَزَرَ، إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ» (القيامة: ٢١- ٢٢)؛ نه پناهگاهى پيدا نمىشود و آخر كار همه و فرارگاه شما به سوى پروردگار شما است.
ديندارى كه مرتبهى عالى از انسانيت است كه آدمى را هدفمند بار مىآورد و او را از افراط و تفريط در زندگانى باز مىدارد و او را از هوسهاى شهوانى و آرزوهاى بيهوده به دور
[١] - به جزء نهم اسفار ص ١٤٢ تا ١٤٤ و حاشيه سبزوارى و المعاد فى ضوء العقل والدين، اثر نگارنده، در فصل ٤٦ و ساير فصول آن مراجعه كنيد.
[٢] - چه در مغز خود آگاه( روانشناسى) و چه در مغز ناخود آگاه( روان كاوى)