افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٧ - استدراج
|
رفتم كه خار از پا كشم محمل نهان شد از نظر |
يك لحظه غافل گشتم و صد ساله راهام دور شد. |
|
لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ. در رسيدن به كمال و كاميابى و اصلاح جامعه واكمال، طرحهاى مهم، پيامبر بزرگوار (ص) بهترين نمونه و مقتداء است.
بأيكم المفتون
جمعى از اديبان زبان عربى مىگويند: در عربى گاهى «تا» اسم مفعول به معناى مصدر است مانند فلان معقول ندارد ميسور را بگير و معسور را رها كن، كه مراد عقل و يسر و عسر است پس مفتون به معناى فتنه است؛ ولى اگر حرف «با» در لفظ «بأيكم المفتون» را زايد بگيريم «مفتون» به معناى اسم مفعول است و مشكل ندارد، بنابراين در لفظ آيه يك خلاف ظاهر را بايد مرتكب شد.
استدراج
«سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ» (القلم: ٤٤)؛ استدراج پايين آوردن درجه به درجه كسى را از بالا تابد بختى او به نهايت برسد و سقوط كند، شايد غالباً مصداق استدراج دادن نعمت متداوم به افرادى است كه شكر نعمت ندارند و حتى كفران نعمت دارند و حتى آن قدر به نعمتهاى دنيوى مشغول مىشوند كه دهندهى نعمت را از ياد مىبرند. آرى نعمت را اين دسته، خوشبختى خود مىدانند كه در پايان به هلاكت آنان مى انجامد. نعود بالله منه، خيلى مواظب باشيم كه فراموشى خدا سبب مىشود كه آدمى خود را فراموش كند: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» (الحشر: ١٩) و «وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ» (الأعراف: ١٨٢)