افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٧ - تفجير اتوماتيك
از آيهى فوق به دست مىآيد كه هدايت اولى به همه ى انسانها رسيده و افراد انسان، يا آن را پذيرفتهاند يا به كفران آن، اقدام كردهاند شق ثالث ندارند؛ ولى مىشود كه كفور گاهى متعمد و گاهى مقصر وگاهى قاصرباشد، كه بحث آن گذشت.[١] و اين هدايت از خود اقسامى دارد كه در تفسير سوره حمد در اول اين كتاب بيان شده است.
تفجير اتوماتيك
«عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً» (الانسان: ٦)؛ از چشمهى شرابى كه آن را بندگان خدا به ارادهى خود، جارى مىسازند، مىنوشند و اين شراب ممزوج با كافور است، خنك و بابوى خوب كافور[٢] از اين آيه تأثير اراده انسان بهشتى در ايجاد بعضى از حوادث ثابت مىشود؛ نفس آدمى قوى مىشود و به اذن خدا تأثير گذار مىشود و احتمالا آيهى
[١] - ولى آيهى« فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»( الشمس: ٨)، و آيهى« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ...»( الروم: ٣٠)؛ ممكن است دلالت كند كه جهل قصورى كه معلول ضعف نفس مكلف باشد وجود ندارد و آيهى دوم به خاطر عموم خود و نفى تبديل دلالت بيشتر دارد. بنابراين قصور كفار معلول محيط فاسد آنان باشد و به طور كلى عامل داخلى و نفسى نيست؛ بلكه خارجى است. والله العالم؛ ولى همانگونه كه اخراج اطفالى كه قبل از بلوغ مىميرند و ديوانگان و سفيهان كامل، از آيات خارج مىشوند قاصرين هم بايد خارج شوند خصوصاً به لحاظ استثناى مستضعفان. و آيهى« رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ...»( النساء: ١٦٥)؛ بايد مراد از كلمهى« الناس» كسانى باشند كه تكليف به آنان رسيه باشند، نه آنانان كه تكليف به آنان نرسيده است كه آيهى ششم يس به آن دلالت دارد:« لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ»( يس: ٦)؛ بلكه آيهى« إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا»( النساء: ٩٨)؛ به رقم اول، قصور دلالت دارد. والله العالم.
[٢] - در آيهى ١٧ اين سوره، باز مىفرمايد:« وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا»( الانسان: ١٧)؛ يعنى زنجبيل خوشبو را در شراب شان ممزوج مىنمايد.