افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٤ - قانون سببيت
راضى مى شويد خواب هاى پريشان مرد بى سواد را هنر بدانيد، شما در بيدارى بسيار آشفته گپ مى زنيد! آيا تمدن سازى از خواب ها تا كنون بيرون آمده؟
به هر حال از اين جمله و ساير جملات متعدد او تا حدود زيادى اعتقاد او به دين اسلام و نبوت خيالى پيامآور خوابها!! فهميده مىشود، و در كل صراحت دارد. جوانان عاقل بايد فريب او را نخورند.
قانون سببيت
مى گفتند رشتهى سببيت[١] دستان خدا را بسته است، بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ، آنچه در جهان مىرود به اذن پروردگار اوست و اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها، ... سبب و علت واژه قرآنى نيست كه كلمه خلق واژه برگزيده راوى اين متن مقدس است (خوابنامه و قداست؟ كوسه و ريش پهن!) اين نويسنده بعد از كلمات فوق همه معجزات انبيا را از بىخبرى و يا از روى تعمد مخالف قانون سببيت بيان داشته تا قرآن را بيشتر توهين كند، او نمى فهمد يا نمى خواهد بفهمد كه معجزات انبيا از قانون سببيت بيرون نيست، منتهى اشيا ممكن است اسباب طبقه بندى شدهاى داشته باشد كه هنوز علوم تجربى به آنجا نرسيده است، مقدارى از كارهاى مرتاضان كه نيرنگ نيستند احتمالا از همين مقوله به حساب مىآيد.
[١] - قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ؛ يهوديها گفتند دستان خدا بسته است( توانايى ندارد) دستهاى خودشان بسته باد، دستان خدا گشاده است و قدرت او عام: ببينيد آقاى سروش كلمه رشته سببيت را در كلام يهوديها از خود زياد نموده تا آيه را به نيرنگ مبطل قانون سببيت معنا كند، اين اولا و ثانيا او ظاهرا نفهميده كه باز بودن دست خدا هيچ تزاحمى با قانون سببيت غير قابل تخصيص ندارد، كه در طول همديگراند نه در عرض همديگر و جهل به اين نكته خيلى از نويسندگان را به اشتباه انداخته است. حرف اخير ما كه آقاى سروش را ممكن است خيلى ناراحت كند اينكه قانون سببيت يكى از قوانين محكم تكوينى همين خداوند جهان است.