افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٣ - سخنى در معجزات انبيا
گرفتهايد و فعلا راه بازگشت شما دشوار شده است.
در پايان چند سوال مختصر از شما داريم:
سوال اول: شما همه اديان جهان را خوابهاى آشفته جمع كثيرى از مدعيان بىمنطق انسانها مىدانيد كه اگر همه را يكجا كنند، به مولوى شما نمى رسند.[١]
سوال دوم: شما بيان تخيلات خود را كافى مى دانيد و نيازى در اقامه دليل نمى بينيد؟! شما كه هيچ دليلى بر ادعاى الحادى خود نداريد.
وظيفه انسانى خود را چه مى دانيد؟ تنها در بدگويى از دين و گمراه ساختن جمعى از مومنين؟ كار مثبتى در غرب داريد و در مقابل پولى كه مى گيريد چه كار خوبى را غير از شغل اول خود انجام مى دهيد؟
سوال سوم: شما در خلوت از اين جملات خود: اين كتاب حقا" به خوابنامهاى راز آلود مىماند كه هنرمندانه روايت شده اگر كسى را جز محمد امين (ص)[٢] راوى آن بود، البته يك اثر بديع هنرى شمرده مىشد و بس. اما نسبتى كه با واقعيت دارد (نزد مومنان به نبوت محمد (عليه السلام)) آن را بدل به كتابى تمدن ساز كرده است كه راهنماى سعادت و آموزگار حكمت و شناسنامه هويت مسلمانان بوده و خواهد بود؛ منفعل نيستيد؟ آيا اسلام به اعتراف غربى ها تمدن و علم و كمال را به جهان عرضه نكرد؟ شما كه در غرب هنرمندى آموخته ايد، چگونه
[١] - شما واقعا به اشعار مولوى علاقه قلبى داريد و واقعيت معانى آنها را پذيرفته ايد كه خيلى بعيد است! و يا اينكه از نگاه ضعفهاى روانى براى خود تكيه گاه خيالى درست كردهايد كه اگر او فعلا زنده مى بود، چنين اظهار علاقه نمى كرديد؟ جواب دهيد. ولى در ساعتى جواب بدهيد كه عقل شما از همه وسوسه ها خالى باشد.
[٢] - حرف( ص) در اوراق انترنتى او مكررا ذكر شده كه يك نوع زرنگى و تلبيس اوست و گرنه پيام آور خواب آلود نويسنده مذكور چه احترامى دارد؟!.