افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٣ - در ميدان قيامت فوج فوج مى آييد
ماشينهاى سوارى مانع حركت است يا مانع اضطراب؟ البته كوهها منافعى ديگرى هم دارند كه از حكمت بالغه خالق و علم و قدرت او حكايت مىكند؛ ولى معجزه قرآن به حساب نمىآيند.
هفت طبقهى شديد بالاى سر ما
«وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً» (النبإ: ١٢)؛ ازظاهر سبع شداد (هفت سخت) همان آسمانهاى هفتگانه به ذهن مىآيد و سخت بودن آسمانها دليل بر وجود مادى آنها است كه تا كنون براى ما ناشناخته است.
و نيز ظاهراً مراد از فوقيت آنها بالايى سرِما، فوقيت حسى مىباشد نه واقعى؛ چون خطاب با ما، زمينىها است وگرنه ما، و كرهى زمينما، در يك حصهى كوچكى قرار داريم و جغرافياى زمين نسبت به آسمانها، هيچ معلوم نيست.
چراغ نورانى داغ
«وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً» (النبإ: ١٣)؛ و آفريديم چراغى كه نور و حرارت دارد. دانشمندان قديم حرارت را موجود زمينى مىدانستند، نه آسمانى. اين نظريه در مجامع علمى بعد از ظهور اسلام نيز از مسلمات بوده؛ ولى بعداً علم بشر به چيزى رسيد كه قرآن از آن خبر داده بود.
در ميدان قيامت فوج فوج مىآييد
«يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً» (النبإ: ١٨)؛ در نفخ دوم صور شما دسته دسته (به ميدان قيامت) مىآييد.
ممكن است اين دستههاى مردمى به طور اتفاقى از كثرت مردم حشر شده به وجود آيد. و ممكن است به حساب عمل و اعتقاد دسته بندى شوند و ممكن است به حساب امتهايى كه