افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٤ - در ميدان قيامت فوج فوج مى آييد
پيامبر داشتهاند: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ...» (الإسراء: ٧١)؛ و گاهى در موقف حساب فرد فرد مىآيند: «وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً» (مريم: ٩٥)؛ و گشوده شدن آسمان و تحقق درها نيز براى ما معلوم نيست؛ چون خود حقيقت آسمان هنوز براى ما مجهول است. و احقاب جمع حقب مقدار مجهول و طولانى از زمان است كه گفتهاند. والله العالم. بقيه آيات را در كتاب معاد ملاحظه نماييد. «لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً» (النبإ: ٢٣)؛ كفار در جهنم مخلدند به تفصيلى كه در كتاب معاد و در جزء چهارم صراط الحق آمده است.
نمىشود آيهى را كه (مكث احقاب) بر جاهل قاصر و مستضعفين كه در قرآن از آنها ياد آورى شده حمل نمود؛ زيرا مراد از لابثين و درنگكنندگان طاغيانى هستند كه جهنم در كمين آنان است (نبأ آيه ٢١- ٢٢) كه يا كفار معاند هستند و يا كفار مقصر، مگر اينكه بگوييم طغيان در عمل منافاتى با قصور فكرى ندارد.
به علاوه مسلمانانى داريم كه كباير موبقه را انجام داده و مىدهند؛ مانند جمع كثيرى از زمامداران و قدرتمندان و عياشان متجاوز و قطاع الطريق كه صدها يا دهها نفر را كشته و اموال مؤمنين را مصادره و به عفت مسلمات تعدى كردهاند، اراده اين دسته از اين آيات هر چند بعيد نيست؛ ولى بايد بگوييم خدا دانا است.
بلى آيهى ٢٧ و ٢٨ نبأ؛ بلكه آيهى ٣٠ آن ظهور قوى دارند كه مراد از طاغيان كفار هستند: «وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً، إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً، ... فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً» (النبإ: ٢٨)؛ اين طاغيان اميد حساب قيامت را نداشتند، وآيات مرا تكذيب مىكردند و نسبت به دروغ مىداند ... بچشيد زياد نمىكنيم مگر عذاب شما. را در تفسير الميزان به مفسران نسبت داده كه آنان احقاب ر ابه «حقب» بعد از «حقب» كه هيچ آخرى ندارد تفسير نمودهاند. والله العالم.