افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٣ - استواى بر عرش
باشد كه در سراسر قرآن در برابر منكرين از همين روش استفاده شده است: «أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...» (ابراهيم: ١٠) و باطن بودن به جهالت همهى مخلوقات به حقيقت او و كمالات او باشد.
استواى بر عرش
«هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ...» (الحديد: ٤)؛ او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد، سپس بر عرش استوا يافت.
اين آيه جسمانيت خداوند و نشستن او را بر كرسى (عرش) نفى مىكند. چه اين آيه استواى بر عرش را بعد از خلق آسمانها و زمين در شش دورهى زمانى بيان نكند، اگر خدا- نعوذ بالله- جسم مىبود در اول وجود خود نياز به كرسى و مكان پيدا مىكرد.
بنابراين اين آيه؛ مانند تمام ادلهى عقلى و نقلى كه جسميت و مكان را از او نفى مىكند، سازگارى دارد و بايد استوا و عرش را كه در چندين آيه آمده است، به معناى ديگرى دانست، هر چند كه ما آن را ندانيم، اين جهل ما، به معناى دو كلمه، موجب توقف ما در معناى آنها مىشود و تأويل بردن به معناى مناسب عقلى شرعاً ممنوع است، قدر متقين به معناى نشستن بر كرسى نيست.
اين عرش طبق آيهى ١٢٩ از سورهى توبه و آيهى ٢٢ از سورهى انبياء و آيهى ١١٦ از سورهى مؤمنون و آيهى ٢٦ از سورهى نمل، وآيات سورههاى ديگر، «مربوب» خداوند است و خدا «رَبّ» همه چيز به شمول عرش است، بر اساس آيهى ٧ سورهى غافر، عرش محمول (ملائكه) است و روز قيامت هشت فرشته آن را حمل مىكنند و عرش بر آب بوده.
در حديث صحيح السند صفوان بن يحيى امام رضا (ع) در جواب يك دانشمندى از اهل