افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣١ - معيارهاى واقعى و خيالى برترى
كشت نسبت كشتن به قاتل به عنوان سبب قريب و به فرد مشوّق قتل به عنوان سبب متوسط و به خداوند به عنوان سبب بعيد و مسبب الاسباب، صحيح و درست است در موقع نزول قرآن در محيط عربها مسأله قوميت و نژادها و تيره رايج بود كه روى آن خيلى حساب مى كردند و احمقانه عناوين موهوم مذكور را ملاك برترى قرار مى دادند، و نيز همين عناوين تا حدى سبب شناخت افراد هم بود و همديگر را به آنها معرفى مى كردند و اين امر در قرآن ابطال نشده است.
امروز هم همين عناوين تا حدود كمترى براى شناخت مردم به كار مىرود هرچند كم رنگ شده است.
تا پنجاه سال قبل در شهر و اطراف قندهار ما، در بين برادران عزيز پشتون ما سؤال كردن از همديگر در مورد تيره بالا و پايين خيلى رايج بود وقتى يكى در جواب ديگرى مثلًا مى گفت من باركزى مى باشم دوباره سؤال مىشد در باركزى به كدام اصل وابسته يى گاهى اين سوالها سه چهار مرتبه تكرار مى شد چون فروع طولى و عرضى آن زياد بود، فارسى زبان هاى قندهار و جاهاى ديگر را كه داخل اصول مشهور قومى نبودند و براى اينكه در آن وقت به نام مذهب شيعه از آنان نام نبرند دولت در سراسر كشور در تذكره و شناسنامه آنان تاجك مى نوشتند و حتى جمعى خود را واقعاً تاجك مى دانستند و اين قصه، سر درازى دارد.
به هر حال در عصر ارتباطات فعلًا اين عناوين قومى هرچند از بين نرفته ولى كم رنگ شده و غالباً مورد سؤال واقع نمىشود و سبب معرفت هم نيست. ولى امروز بعضى از عناوين قديم و عناوين جديد ديگر وجود دارد كه سبب معرفت و شناخت قرار مى گيرد و در اين مورد فرقى بين عربها و غير عربها وجود ندارد.