افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٧ - آمدن دوزخ و نزديك شدن بهشت
با قول جمعى ديگر از لغويين است.
بلى مىشود از آيهى مباركه: «وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً» (الحاقة: ١٤)؛ «دك» در اين آيه به مناسبت كلمه: «وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا، فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا» (الواقعة: ٥- ٦)؛ به معناى غبار كردن است؛ ولى اگر از آيات قرآن مجموعاً خصوصاً از آيه سوره حاقة گذشته بفهميم كه «دك» جبال پيش از «دك» زمين است نمىشود «دك» را در مورد زمين به معناى «نسف» بدانيم و مجبوريم كلمه واحدة را تأويل ببريم. به هر حال استدلال به اين آيه مشكل است.
ولى نابودى زمين از نظر قرآن ثابت است: «ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى ...» (الأحقاف: ٣ و همچنين آيه ٨ سوره روم)، پس از أجل مسمى و مدت تعيين شده آسمانها و زمين از بين ميروند كه به احتمال قوى أجل زمين در انتقال همه ساكنين به ميدان حساب و كره ساهره است. والله العالم.
معناى آمدن خداوند در قيامت
«وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا» (الفجر: ٢٢)؛ پروردگار تو (درقيامت) مىآيد، و خداوند وجود جسمانى ندارد. بنا براين رفتن و آمدن در حق او عقلًا ممتنع است و خود قرآن هم در آيه ٣٣ نحل مىفرمايد: «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ ...» (النحل: ٣٣)؛ آيا آنان انتظارى دارند بجز اينكه براى آنان ملائكه يا امر پروردگارت بيايد، پس مراد آمدن امر و فرمان تكوينى خداوند است كه ظهور نشانه هاى بزرگ خدا در ميدان قيامت است.
آمدن دوزخ و نزديك شدن بهشت
«وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ ...» (الفجر: ٢٣)؛ روز قيامت جهنم آورده مىشود و در همين روز: «وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ» (الشعراء: ٩٠)؛ بهشت هم براى متقين نزديك مىشود؛ فعل «ازلفت»، بر خلاف نظر راغب به معناى درجه و مقام نيست؛ بلكه به معناى اول آن نزديكى است معناى