افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٥ - بحث فقهى
بيچارگان واجب شرعى[١] و خوردن همه ميراث و محبت زياد مال حرام است. در حالى كه مؤلف دليل روشنى بر و جوب نفسى دو امر اول و حرمت نفسى دو امر آخر، پيدا نكرده و در دايره معلومات محدود خود فقيهى را نديده كه به وجوب و حرمت اين چهار عنوان قايل شده باشد.
در مورد ترغيب بر اطعام فقير و در حق يتيم دو آيه ديگر نيز وجود دارد: «أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ،. فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ، وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ» (الماعون: ١- ٣) و «إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ، وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ» (الحاقة: ٣٣- ٣٤)؛ كلمه ى «دع» به معناى دفع شديد است كه مىشود از آيه حرمت آن را استنباط نمود اگر اين دفع شديد را با قهر يكى بدانيم به حرمت آن قايل مى شويم؛ زيرا قهر به معناى غلبه است. و مراد از آن، خوردن مال يتيم به زور است كه عربهاى جاهلى چنين مى كردند؛ ولى اكرام يتيم واجب نيست و نه اكرام مومن و عالم.
اطعام مسكين در فرض تلف او از گرسنگى، بر همه واجب كفايى است كه اگر از وجوهات شرعى ممكن نباشد از مال شخصى واجب مىشود؛ ولى قصد آن از آيات مشكل است و نيز قيد آن به وجوب اطعام مسكين از زكات و رد مظالم و خمس و صدقات واجب ديگر هرچند درست است؛ ولى اطلاق آيه چنين نيست مگر اينكه آن را بر همين فرض حمل كنيم.
بعيد نيست از اول بگوييم: ترغيب بر اطعام فقراء و مستمندان و اكرام يتيمان مستحب است و نيز كمك به يتيمان و اطعام مسكينها هر چند واجب نيست و مستحب است ولى منافاتى ندارد كه خداوند مكلفين را به دو امر راجح امتحان كند و اين آزمايش از اهميت اين دو امر
[١] - وقتى ترغيب و حض بر اطعام واجب باشد، خود اطعام فقير بر متمكنين به طريق اولى واجب مىگردد.