افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٩ - مرتجع و مترقى
بهشتى كه وسعت آن (وسعت) آسمانها و زمين است، براى متقيانى كه در آسايش و سختى انفاق مىنمايند و خشم خود را فرو مىبرند و از (بدى هاى) مردم عفو مىكنند.
ظاهر مسارعت و مسابقت هر دو يكى باشد كه از آيهى ٦١ مؤمنون «أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ» نيز چنين به دست مىآيد. جمع بين آيهى آل عمران و آيهى حديد، قابل اشكال نيست.
بلى فرق عمده در وسعت آسمانها است كه آيه حديد را مىتوان فهميد كه پهناى بهشتها[١] به اندازه آسمان و زمين باشد؛ ولى وسعت آنها به اندازه آسمانها و زمين براى نويسنده كوتاه فكر و كم علم قابل تصور نيست. ما بهشت و دوزخ و ميدان حساب را جسمانى مىدانيم[٢] من آيات را تأويل نمىبرم كه شرعاً تأويل بىدليل شرعى جايز نيست و مقصود آيه را به علم خداوند موكول مى كنم، و قطع نظر از اين مشكله، مىشود آيهى مسابقت را ناظر به حال اصحاب يمين دانست وآيهى مسارعت را به مقربين. والله العالم بكلامه.
مرتجع و مترقى
به نظر من هر كس باطلگرا باشد مرتجع است. و هر كس حقگرا باشد مترقى است. رقصيدن به دهل ديگران چيزى پايينتر از ارتجاع وضعف عقل است، تأثر از محيط بدون تعقل مخالف قانون آدميت است.
پيروى از روش پدران و مادران بدون تحقيق از فايده و ضررآن، ترك تعقل است:
[١] - كه در قرآن مكررا به جمع( جنات) تعبير شده است و معلوم است كه زمينها و ساختمانهاى بهشتى خيلى وسيع است.
[٢] - نه از صورتهاى مجرد از ماده كه جمعى از فلاسفه مدعى آن است. به كتاب معاد جلد چهارم صراط الحق نگارنده مراجعه شود.