افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧ - بازگشت به سوى خدا
تفسير سوره مومن[١]
بازگشت به سوى خدا
«إِلَيْهِ الْمَصِيرُ» (مؤمن: ٤)؛ در آيات زيادى از قرآن آمده كه بازگشت انسانها به سوى خدا است؛ معلوم است كه خدا مكانى ندارد، و مراد از باز گشت به سوى او كه از خود قرآن ظاهر است، بازگشت از زنده شدن مردگان و جمع شدن اجزاى بدنهاى فرسودهى آنان و تعلق تدبيرى ارواح به آنها و رفتن آنها در ميدان حساب و تعيين مكافات و مجازات است، تا انسانها مطابق ارادهى نافذ خالق شان مناسب با عقايد و اعمال خود به دوزخ و بهشت بروند.
از نظر عقلى واقعيت اين است كه: نسبت انسان و همهى مخلوقات زندهجان به خداى مجرد از ماده و زمان و مكان، نسبت ثابت و غير متغير است و نسبت كرهى زمين و هر كرهى ديگر كه موجودات عاقل مكلف دارد. و كرهى ميدان حساب (محشر) دوزخ و بهشت به خدا يكسان است، اين تفاوتها نسبت به خود مكلفين است كه به كرهاى آفريدهشدهاند و از آنجا در پايانى كه خالق معين كرده به مقصد ديگر و كرات ديگر مىروند و هيچ ربطى به وجود واجب الوجود ندارد و نسبت مخلوق به خالق به يك حال است قُرب و بُعد (نزديكى و دورى) تكوينى، هيچ مفهومى ندارد همچنان رضاى تكوينى او از همهى مخلوقات وجود دارد، و آنچه كه از نظر تكوين مكروه خداوند باشد هرگز وجود پيدا نمىكند.
اينكه: مىگوييم مؤمن متدين به خدا نزديك است، در عبادات قصد قربت معتبر است، كافر ازخدا دور است، طاعت موجب تقرب به خدا و معصيت مقتضى دورى ازخداوند است
[١] - هفت سوره حواميم مكى( مؤمن و غافر، فصّلت، شورى، زخرف، دخان، جاثيه و احقاف).
سوره مؤمن و غافر مكى داراى ٨٥ آيه است. وجه تسميه سوره، به مؤمن به خاطر ذكر مؤمن آل فرعون در آن است و وجه تسميه به غافر؛ آمدن كلمهى مذكور در آيهى سوم اين سوره است.