افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٩ - براق يا مركب فضايى
دوم: دو چشم او در پايين بوده و مانند ستاره زهره روشنى و جلايش داشته (چراغهاى فضا روشن كن او در زير ماشين بوده.)
سوم: يك قدم برداشتن او به اندازه فاصله نظر اندازى چشم او بوده، يعنى سرعت او در يك قدم برداشتن متعارف، به اندازهاى بوده كه به يك نگاه كردن آن اندازه را مىديده، و اگر خداوند (ج) به او إذن مىداد؟ دنيا و آخرت را به يك حركت جولان مىكرد. اين ماشين در يك چشم به هم زدن از مكه به بيت المقدس رسيده است.
چهارم: وقتى به كوه مىرسيد (شايد مطلق بلندى كه شامل كرات شود مراد باشد) دستهايش كوتاه و پاهايش دراز مىشد، وقتى پايين مىآمد دستهاى او دراز مىشد و پاهاى او كوتاه.
پنجم: يال راست او دراز و هلهورِها بوده.
ششم: دو پر او از عقب سر او بو و پرهاى مذكور از جوهر بوده.
هفتم: از جنبندههاى بهشت بوده.
هشتم: يال او از لؤلؤ بوده.
نهم: دو گوش او از زبرجد سبز بوده.
دهم: شعاع او مانند شعاع آفتاب بوده.
يازدهم: از گلويش (نحر) لؤلؤ سرازير بوده.
دوازدهم: دستگاه او پيچيده و غامض بوده (مطوية الخلق).
سيزدهم: مانند نفس آدمى نفس داشته.
چهاردهم: سخن را مىشنويد و مىفهميد. (شايد مانند كامپيوتر امروزى و دستگاههاى هوشمند و خودكار، داراى گيرنده و دهنده بوده است).