افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٠ - بهانه گيرى طفلانه
وظيفه خود بپندارد، اختيار با خود اوست كه كجا برود! و سعدى فقط اعرابى را نصيحت كرد كه اين راه كعبه نيست راهى كه تو مىروى به تركستان است!
بهانه گيرى طفلانه
در آيه مباركه: «إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (نحل: ٤٠)؛ وقتى چيزى را اراده كنيم به او مىگوييم باش، بلافاصله مىشود. معترض مذكور مىگويد اگر همه چيز با «كُنْ» خلق مىشود، خود كلمه «كُنْ» با چه خلق مىشود؟ با يك «كُنْ» ديگر و اين سلسله تا بىنهايت ادامه دارد!!.
بهانه گير، بهانه گير است، ولى بهانهگيرى دانشمندان از بهانهگيرى دانشمندنماها بسيار فرق دارد، أدا در آوردن دومىها واقعا رسوايى خندهدار است.
وقتى كسى درس نخوانده باشد چنين صحبت مىكند، اولا اين آيه نوع تمثيل توضيحى است كه بعضى از مفسرين گفته و مؤيد آن اين است كه حرف «أن» تفسيرى است، كه معناى اراده حق را تفسير مىكند؛ يعنى همه اشياى جهان امكان، به اراده حق به وجود مىآيد و اراده حق يا صفت ذاتى اوست كه جمع كثيرى از متكلمين اسلامى و فلاسفه گفتهاند و يا به معناى ايجاد و إحداث مخلوق است كه جمع ديگر گفتهاند. در انسان هم چنين است، همه كار هاى اختيارى انسان ها به اراده آنان صورت مى گيرد، ولى اراده آنان اراده ديگر را نمى خواهد تا تسلسل لازم آيد.
بنا بر هيچ تسلسلى لازم نمى آيد و مراد از قول، قول تكوينى است، تعبير آيه از شهكارىهاى علمى قرآن است كه من در هيچ كلامى نديدهام و نه پيامبر درس ناخوانده اسلام (ص) مىتوانست چنين عبارتى را در بيدارى بگويد و يا تصور كند، تا چه رسد كه به