افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٥ - احاطه ى علمى خداوند به هر چيز
على الله»؛ يعنى پاى شتر را (اولا) ببند و توكل بر خدا كن. و همچنين: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً، وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ، إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً، وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً» (الطلاق: ٢- ٤)
به هر حال تقوى يكى از اسباب آمرزش بديها و بزرگى مزد نيز هست: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُعْظِمْ لَهُ أَجْراً» (الطلاق: ٥)
احاطهى علمى خداوند به هر چيز
«... وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً» (الطلاق: ١٢)؛ احاطهى علم خداوند به هر چيز دو مرحله دارد:
الف): به هر چيز موجود فعلى.
ب): به هر چيز موجود و معدوم فعلى كه تا ابد موجود مىشود و يا در گذشته پيدا و سپس نا بود شده است.
ممكن است اطلاق آيه، هردو؛ بلكه هر سه مرتبه را شامل شود؛ ولى از نظر عقل اثبات مرحله اول و سوم (اشياى موجود فعلى و اشيايى كه در گذشته پيدا و سپس نا بود شدهاند) هيچ مشكلى ندارد كه در علم كلام بيان داشتهايم. و اما اثبات علم واجب الوجود به همه موجودات از ازل تا ابد از نظر عقلى بحثى است مهم كه تنها صاحب اسفار در ربوبيات كتاب اسفار چهار گانهى خود بر آن استدلال مفصلى كرده كه از نظر من استدلال او قوى نيست و من راه اجمالى ديگرى در اولين كتاب خود كه در علم كلام نوشتهام، بيان داشتهام.[١]
[١] - مراجعه شود به صراط الحق ج ١