افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٩ - معيارهاى واقعى و خيالى برترى
محققاً گرامى ترين شما نزد خداوند با تقوى ترين شما است (حجرات ١٣)
ما در تفسير اين آيه به دو مطلب مى پردازيم:
مطلب اول، از نظر عقلايى اسباب برترى افراد بر يكديگر در همه امور سياسى و مناصب دولتى و در فضيلت و ارزش إنسانى به سه چيز بر مى گردد:
١- علم و دانش كه نقش رئيسى را دارد و كميت و كيفيت و حتى انواع علوم به حسب زمان و مكان افراد فرق مىكند.
٢- تقوى و پرهيز از مفاسد، مانند خيانت و امثال آن، البته تقوى نيز به حسب اختلاف اغراض و مفاسد، درجات مختلفى دارد.
٣- توانايى داشتن در كار و چرخانيدن چرخ هاى زندگانى.
من گمان نمى كنم امر چهارمى وجود داشته باشد، چنانچه گمان ندارم كسى يا جمعى پيدا شوند كه لزوم يكى از امور سه گانه را مورد ترديد قرار دهند.
در دين اسلام همين اصول سه گانه سبب برترى قرار گرفته است ولى همان گونه كه عرض كردم كيفيت وكميت و نوعيت آنها از نظر دين، با نظرهاى ديگران تا حدودى فرق دارد.
- ١ در مورد علم مى فرمايد: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ..» (الزمر: ٩)؛ آيا آنانيكه مى دانند برابرند با آنانيكه نمى دانند (هرگز)، برترى علم بود كه خلافت الهى آدم در زمين پذيرفته و پيشنهاد ملائكه براى خلافت مذكور مورد قبول واقع نشد. «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ..» (المجادلة: ١١)؛ و آيات ديگر.