افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٤ - آب آتش گرفته
تشكيل شده و هردو قابل اشتعال است، يعنى در قيامت يا در نزديكى آن ممكن است آن قدر فشار بر آب ها بيايد كه كلا يا بعضا تجزيه شده و تبديل به آتش شوند.
به راستى شما اين موضوع را نمى دانستيد يا فكر مى كرديد ديگران نمى دانند؟! بلى غرور كاذب فكر صاحب خود را كور مىكند.
و نيز ممكن است درياها به آتش خارجى شعله ور شود. در مفردات راغب آمده: «وَ إِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ، اى اضرمت نارا». كه با احتمال دوم شايد بيشتر سازش دارد. و معنا هاى مستعمل ديگر هم در كتب لغت براى آن ذكر شده است.
در زير همين عنوان ايراد هاى ديگرى هم گرفته كه بعضى از آن ها واقعا خنده دار بوده و حكايت از عقدهى بودن نفس او مىكند و مناسب شأن يك نويسنده منصف نيست.
من صرف عمرم را براى بيان اشتباهات عمدى او نيكو نمى دانم و فهرست وار مى گذرم؛ ضعف گفتار او بر اهل تحقيق روشن است. ظاهرا خود او هم پيشيمان شده و در جايى ديگر همين دفتر آيات را تناقض نما گفته.
افراط و دشمنى با يك امر كه نويسنده آن را براى اثبات شخصيت خود بيان مىكند قهرا او را به عمق جهالت مى برد. او در ذيل عنوان فوق آتش گرفتن درياها مطالبى از آيات قرآن را كه وقوع آن ممكن است و هيچ مشكلى ندارد، با پر رويى آن ها را به عنوان باطل و ناشدنى ها و يا به قول خودش تناقضات ذكر مىكند و بدون اين كه دليلى بر انكار آن ها نقل كند، بطلان آن ها را مسلم مى پندارد كه كمال نادانى و يا عصبيت نويسنده را اثبات مىكند.
٢- آيه «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى» معناى معقول و مفهوم روشنى دارد، ولى عصبيت و غرور او را وادار مىكند كه آن را بر صدر همه اين شگفتى ها (كه يكى از آن ها هم شگفتى نيست) نشان دهد كه از همه شگفت تر است. گويى كه نويسنده نوجوان لجبازى