افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٦ - آب آتش گرفته
اند و روى تك تك آيات آن و حتى كلمات آن غور كرده اند و جمعى از دانشمندان غير مسلمان اعتراف به عظمت قرآن نموده اند و در اين مورد كتاب هايى نوشته اند و به فارسى ترجمه شده، و اين آقا مى آيد با يك بيان الحادى خود سراسر قرآن را غرق در تناقضات مى داند. چه پررويى و بى حيايى!! گويى او در مورد كتاب مجهولى صحبت مىكند كه كسى از آن خبر ندارد؛ شايد چنين بى شرمى در تاريخ بشر بى سابقه باشد.
حالا اين تناقض در كجاست؟ او آيه مباركه «لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ» (سوره انبياء، آيه ٢٣)؛ را با آيه «رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ». (سوره نساء، آيه ١٦٥)، و امثال آن متناقض مى داند.
او نمى داند يا خود را به نادانى مى زند؛ آيه اول مى گويد خداوند از كار خود سوال نمىشود، چون كار هاى او اقسامى دارد، از كار هاى او خلق آسمان ها و زمين است و از كار هاى او خلق ملايكه است و خلق جن و خلق انواع متعدد حيوانات و خلق انسان است. او حكيم است و همه را به حق آفريده، علم و قدرت او ذاتى و لايتناهى و مالك حقيقى است، كى ها حق سوال از او را دارند كه از افعال او سوال كنند؟
ولى بندگان، مخلوق خدا هستند و او خالق و مالك حقيقى همه مخلوقات خود است و همه انسان ها را براى بندگانى خود آفريده و از مطيعين و متخلفين از همه حق سوال را دارد كه در برابر خالق و رازق و منعم خود از عمل هاى خود كه سوال مى شوند جواب بدهند.
معناى آيه روشن است[١] معناى آيه اين نيست كه او بر بندگان خود اگر ظلم كند مى تواند و كسى حق سوال را ندارد، چون امكان اين فرض منتفى است، او حكيم و عادل و بلكه
[١] -
|
چشم باز و گوش باز و اين عمى |
حيرتم از چشم بندى خدا |
|