افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٢ - دفتر سوم سروش؛ مقراض تيز تناقض
اما اين كه وقوع تناقض و يا حتى ادعاى ضرورت وقوع تناقض در كتاب هاى طرفداران منطق دياليكتيك ماركسزم لنينزم كه به عنوان يكى از اصول چهار گانه اين دستهى از كمونستان جا گرفته بود، بسيار افتضاح و رسوايى را براى آنان به بار آورد و طفلك هاى ماركسزم هدف واقعى شان امكان تناقض فلسفى نبود و نه آن را مى دانستند و نه فرق تناقض و تضاد منطقى را مى فهميدند. نود درصد اصول به اصطلاح علمى شان!! شعار هاى سياسى بود و در بهترين حالات از علوم تجربى گاهى گپى مى زدند كه دانشمند شناخته شوند!!!
مراد آنان از تناقض و ضرورت وقوع آن، تضاد عوامل فيزيكى بود كه به تخم مرغ و جوجه مرغ (تز، انتى تز و سنتز) مثال مى زدند و از بى سوادى بين تناقض و تضاد منطقى و تضاد عوامل فيزيكى هيچ فرقى نمى دانستند.
روزى كه واقعيات عينى، نظام اقتصادى بى پايه شوروى را فلج كرد، نظام سياسى آن بر هم خورد و روسيه و دولت هاى جدا شده از آن همه به طرف سرمايه دارى رفتند، ديگر كسى از فلسفه ماركسزم و اقتصاد آن صحبت نكرد و اصول چهار گانه ماركسزم هم به باد فراموشى رفت و جوجه كمونست هاى مستضعف كشور هاى شرقى كه فهميدند آنچه واقعيت دارد پول هاى غربى ها است و كمونزم خواب و خيال!! جمع كثيرى كه توانستند نصف دايره چرخيدند و پرچم كاپيتالزم را بوسيدند.
به هر حال تناقض محال است، در هر علم و هر فرضيه و در هر قانون و در هر دينى كه باشد آن را باطل مى سازد. متخصصين علوم عقلى (منطق، كلام و فلسفه) مى دانند كه از