تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٣ - سوره آل عمران(٣) آيات ٨٠ تا ٨٩
بر آنچه فرو فرستاده شده بر ما يعنى قرآن وَ ما أُنْزِلَ و آنچه منزل شده عَلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ بر ابراهيم و دو پسر او وَ يَعْقُوبَ و پسر اسحاق وَ الْأَسْباطِ و نبيركان وى و كتاب ايشان همان صحف ابراهيم بود چه ايشان در تحت شريعت او بودند وَ ما أُوتِيَ مُوسى و آنچه داده شده بموسى كه تورية است وَ عِيسى و بعيسى كه انجيل است وَ النَّبِيُّونَ و به پيغمبران ديگر چون شيث و ادريس و داود و حيقوق و شعيا كه كتب بر ايشان نازل شده بود مِنْ رَبِّهِمْ از نزد پروردگار ايشان لا نُفَرِّقُ جدايى نميافكنيم بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ ميان يكى از ايشان يعنى بهمه ايمان آوردهايم نه ببعضى دون بعضى چون يهود و نصارى وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ و ما امر خدا را گردن نهندگانيم و منقاد و مطيع او در اوامر و نواهى و يا مخلصانيم در عبادت او و گويند كه اهل ملل كه مخالف اسلام بودند همه مقر بودند بايمان و لكن بلفظ اسلام اقرار نميكردند از اين جهة حقتعالى فرمود كه اى اهل ايمان بعد از اقرار بتصديق جميع امور مذكوره بگوئيد كه نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ و غرض از اين آيه امر است برسول بآنكه خبر دهد از نفس نفيس خود و متابعان خود بايمان بهمه پيغمبران و همه كتب و به نزول هم چنان كه معدى بالى است بجهت آنكه برسول نازل است معدى بعلى است بجهت آنكه از فوق منزل ميگردد و تقديم منزل بر حضرت رسول بر منزل بر ساير رسل جهت آنست كه معرف اوست و عيار امور بر اوست و توحيد ضمير در قل و جمع در امنا بجهت آنست كه قرآن هم چنان كه بر آن حضرت نازل شده بر امت او منزل گشته به توسط تبليغ او بايشان و ديگر آنكه منسوب بواحدى از جميع گاه هست كه نسبت داده ميشود بهمه ايشان و يا باعتبار آن باشد كه آن حضرت تكلم نمايد از حال نفس خود بر طريق ملوك بجهت تنبيه بر اجلال و تعظيم حقتعالى او را و مزيت قدر او نزد او سبحانه و مثل اين آيه در سورة البقره مذكور شد با شرحى مستوفى و وجه تكرار آيات هم در آنجا بقلم تحرير محرر گشته بعد از آن در بيان حصر حقيه در اسلام ميفرمايد كه وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً و هر كه طلب كند جز دين اسلام را دين ديگر فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ پس هرگز پذيرفته نشود دين ازو وَ هُوَ و او بواسطه ترك اسلام فِي الْآخِرَةِ در آن سراى مِنَ الْخاسِرِينَ از زيان زدگان باشد حقيقت معنى آنست كه معرض از اسلام و طالب غير آن فاقد نفع است و واقع در خسران بجهت ابطال فطرت سليمه كه مردمان بر آن مفطورند اين آيه در تهديد كسانى است كه منقاد دين اسلام نميشدند و بجهت عناد و جحود تابع حضرت خاتميت (ص) نميگشتند و بعد از