تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٨ - سوره آل عمران(٣) آيات ٧٠ تا ٧٩
وجوه بجهة اطلاق نفى بآنكه ما هو من عند اللَّه وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ و ميگويند بر خدا دروغ كه غير سخن او را سخن او ميگويند وَ هُمْ يَعْلَمُونَ و حال آنكه ايشان ميدانند كه دروغ ميگويند اين تأكيد و ما هو من عند اللَّه است و تسجيل بر محرفان بكذب بر خدا و تعمد بر آن ضحاك از عبد اللَّه عباس نقلكرده كه آيه در هر دو فرقه آمد از يهودان و ترسايان چه ايشان هر دو در تورية و انجيل تصرف كردند آنچه در باب مسلمانان و احكام شريعت ايشان بود از آن حذف كردند و خلاف آن در موضوع آن ثبت نمودند حق سبحانه اين فعل شنيع ايشان را بمسلمانان اخبار فرمود و بعد از بيان تحريف ذكر افتراى نصارى مىكند كه در حق عيسى (ع) ميگفتند كه او دعوى الوهيت كرده امت را بعبادت خود فرموده پس بجهة رد ايشان گفت ما كانَ لِبَشَرٍ هرگز نبوده و نباشد و نسزد مر آدمى يعنى عيسى را أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ بآنكه بدهد او را خدا انجيل وَ الْحُكْمَ و فهم آن يا علم بفضل امور و اقضيه وَ النُّبُوَّةَ و پيغمبرى ثُمَّ يَقُولَ پس گويد آن كس لِلنَّاسِ مر مردمان را يعنى امت خود را كُونُوا عِباداً لِي باشيد شما بندگان و پرستندگان من مِنْ دُونِ اللَّهِ جز از خدا عطا از ابن عباس روايت كرده كه ابى رافع قرظى و سيد نجرانى گفتند يا محمد (ص) (أ تريدان نعبدك و نتخذك ربا) اى محمد (ص) ميخواهى كه ما پرستش تو كنيم و ترا خداى خود گيريم آن حضرت گفت
معاذ اللَّه ان نعبد غير اللَّه و ان نامر بعبادة غير اللَّه
پناه ميگيريم بخدا از آنكه غير او را پرستش كنيم و بپرستش غير خدا امر كنيم
فما بذلك بعثنى و لا بذلك امرنى
خدا مرا بآن مبعوث نساخته و باين امر نفرموده حقتعالى اين آيه فرستاد و در خبر است كه مردى از نصارى مدت مديد شترى داشت در مدينه تا آنكه پير شد و از كار بيفتاد و خواست تا او را بكشد چون آلت نحر حاضر كرد و قصد شتر نمود شتر بجست و ميدويد تا بدر مسجد رسول (ص) و آواز داد كه
السلام عليك يا رسول اللَّه
چون رسول روى باو كرد او سر بر زمين نهاد و بعد از آن سر بر داشت و بعد از آن بزبان فصيح گفت يا رسول اللَّه (ص) بشكايت فلان آمدهام مدتى طويل است كه خدمت او ميكنم چون پير شدم و از كار باز ماندم ميخواهد كه مرا ذبح كند رسول (ص) كس فرستاد و آن مرد را بخواند و گفت اى فلان اين شتر را بمن فروش يا بمن بخش گفت يا رسول اللَّه (ص) تن و جان من فداى تو باد جان و مال من از توست پيغمبر (ص) آن شتر را از او قبول كرد و آزاد كرد و در مدينه ميگرديد و او را از آب و گياه هيچ منع نمىكردند و مىگفتند (هذا عتيق رسول اللَّه) اين آزاد كرده رسول خدايست صحابه چون ديدن كه شتر هر گاه پيغمبر (ص) را مىبيند سجده ميكند گفتند يا رسول اللَّه (ص) بهيمه ترا سجده ميكند ما نيز ترا سجده كنيم فرمود كه
لا ينبغى السجود الا اللَّه
سجده